ب : وصيت پيامبر خدا ( ص ) به على ( ع ) : « 1 »
يا على از امّت اسلامى ده صنف به خداى بزرگ كافر شدند . . . و يكى از آنها فروشندهء اسلحه به دشمنان دين است . [ پيدا است كه جرم خيلى سنگين است ، و بيع مذكور حرام است و گرنه موجب كفر فروشنده « كفر عملى مراد است نه اعتقادى » نمىشد . ضمنا حديث اطلاق دارد و شامل حال حرب و حال صلح هر دو مىگردد . ]
مرحوم شيخ ره مىفرمايد : اوّلا قانون حمل مطلق بر مقيد است و ببركت مقيدات [ دسته اوّل ] اين مطلقات [ دسته سوم ] را تقييد كرده و بر صورت قيام الحرب حمل مىكنيم ، و منافات مىرود ، ثانيا ممكن است بگوئيم : پارهاى از اين مطلقات اساسا اطلاق نداشته و ظهور در تقييد دارند . و آن همين روايت وصيّت پيامبر ( ص ) به على است كه تعبير به من اهل الحرب داشت و كسى بگويد : مراد اهل حرب فعلى است يعنى جنگى كه بالفعل برپا است . البته به قول مرحوم شهيدى : و فيه اشكال لاطلاق اهل الحرب ، مع عدم الفعليّة . ولى منظور مرحوم شيخ احتمال است ، و بر فرض اطلاق همان جواب اوّل ايشان كافى است . ]
نتيجه : به مقتضاى جمع ميان سه طائفه از روايات ، مشهور مىگويند : در حال جنگ فروش اسلحه به اعداء دين حرام ، و در حال صلح جايز است .
قوله : فما عن حواشى : نظريّه دوّم :
مرحوم شهيد اوّل [ طبق آنچه كه از برخى حواشى ايشان نقل شده « 2 » ] در برابر مشهور فرمودهاند : بيع اسلحه به اعداء دين مطلقا حرام است چه در حال
هامش
( 1 ) وسائل ج 12 ص 71 باب 8 حديث 7 .
( 2 ) صاحب مفتاح الكرامه در ج 4 ص 35 ، از حواشى شهيد بر قواعد نقل كرده .