سمعى است يا تنها سمعى ؟
از اين جمله مستفاد است كه نظر مرحوم شيخ عقلى و نقلى است [ و تفصيل مطلب را از حاشيهء مرحوم سيّد ره بر مكاسب ص 8 بدست آوريد . ] مستفاد مىباشد اينست كه : كسى كه فعلا قصد حرام و منكرى دارد و همّت و اراده آمده و در شرف ارتكاب حرام است ، در آستانهء حرام قرار دارد يا انجام داده و بنابر استمرار دارد چنين كسى را بايد نهى كرد و دفع منكر نمود . و امّا كسى كه فعلا و حين البيع قصد حرامى ندارد و در آينده قصد حرام و عزم بر حرام پيدا مىكند ما دليل نداريم كه بر شما واجب است اين كس را عاجز كنيد و اصلا اجازه ندهيد كه تصميم بر حرام بگيرد . و لذا چنين بيعى حرام نيست .
آرى اگر در آينده ارادهء معصيت كرد در آنجا اگر شرائط فراهم بود و قدرت بر ردع و منع داشتيم او را بازداشت مىكنيم و الّا فلا [ و بالجمله گاهى حرامى خارجا موجود و متحقق است مثل خمر موجود ، در اينجا جاى رفع المنكر است و گاهى حرامى نيست ولى عزم بر حرام است در اينجا جاى دفع المنكر است . و گاهى هيچكدام فعلا نيست . در اينجا نه جاى رفع است و نه دفع ، آرى وقتى در آينده زمينه پيدا شد و ارادهء معصيت كرد و دفع واجب مىشود . پس در مورد مذكور كه قصد استقبالى مطرح است ، فعلا بيع صحيح است نه حرام . ]
قوله : ثم انّ : مرحوم شيخ ، دليل اوّل و دوّم از ادلّهء حرمت بيع العنب ممن يعلم انّه يجعله خمرا را كه عبارت بودند از دو روايت و مسئله اعانت بر اثم ، بطوركلى ردّ كردند . ولى دليل سوّم قول به منع را كه مسئلهء دفع المنكر . . . بود فى الجمله مىپذيرند ، بيان ذلك : سه صورت [ و بعدا در جمعبندى پنج صورت درست مىكنند . ] در مسئله متصور است :
1 - فروشنده يقين دارد كه اگر او به مشترى انگور نفروشد ، مشترى هم
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 394
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٤