[ در نتيجه در ما نحن فيه يعنى بيع العنب ممن يجعله خمرا بايد گفت اين بيع اعانت بر اثم نيست چون نه قصد در كار است و نه صدق عرفى محرز است . ]
قوله : نعم : برمىگرديم به اصل مسئله : بحث در اين بود كه آيا بيع العنب ممن يجعله خمرا جايز است يا نه ؟ اكثر طرفدار جواز بودند . و دليل آنها اخبار مستفيضه بود ، ولى عدّهاى طرفدار منع شدند و براى اثبات مدّعا ادلّهاى دارند :
1 - اخبار المنع كه در رابطه با بيع الخشب ممن يجعله صليبا . . . فرموده بود :
لا ، اى لا تبع ، از اين دليل سابقا جواب داديم كه با اخبار مستفيضه متعارض است و سه وجه الجمع پيشنهاد شد .
2 - اعانت بر اثم ، كه در اين رابطه مفصّلا بحث شد و نتيجه گرفتيم كه ما نحن فيه از اين باب نيست .
3 - حالا دليل سوّم بر حرمت بيع العنب ممن يجعله خمرا . . . مسئله دفع المنكر است ، بيان ذلك : ادلّهء فراوانى از عقل و نقل داريم مبنى بر اينكه : نهى از منكر و مبارزه با منكرات واجب است :
امّا از نظر نقل : آيات و روايات بىشمارى در اين باب وجود دارد كه نويسنده در رسالهاى مستقلّ راجع به آنها بحث كرده است .
و امّا از نظر عقل : العقل مستقل بوجوب اللطف ، بيان مطلب : لطف عبارتست از هرآنچه كه بنده را به طاعات و ثواب الهى نزديك و از معاصى و گناهان دور كند بدون اينكه به حدّ الجاء برسد و اختيار را از آدمى سلب كند ، و لطف بر خداوند واجب است ، و در اين بينش ارسال رسل - انزال كتب و . . . همه از مصاديق لطف است .
از جملهء آنها وجوب امر به معروف و نهى از منكر است كه مولى بر عباد واجب كرده و اينها نيز به مقتضاى قاعدهء لطف بر ما واجب شده تا بدينوسيلهء كار
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 391
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩١