مورد روايت اعانت بر قتل مؤمن است كه قتل ، فعل حرام و معصيت صادره از غير است و اعانت ديگرى بر گناه حرام است ولى در مورد فتوى ، ترك بذل مقدّمهء تلف است ولى تلف كه معصيت صادره از غير و شخص جائع نيست ، تا ترك بذل ، اعانت بر مقدّمة الحرام و در نتيجه اعانت بر معصيت صادره عن الغير باشد ، پس استدلال مذكور ناتمام است .
مگر استدلال به فحواى حديث و مفهوم موافقت آن باشد به اينكه : اعانت بر قتل و لو بشطر كلمة اين جزء علت مرگ ديگرى است و معذلك حرام است ، پس در ما نحن فيه كه ترك بذل طعام علت تامّهء مرگ ديگرى است بطريق اولى حرام است . [ ولى بههرحال ربطى به مسئله ما ندارد و از باب اعانة الغير على الحرام و المعصية يا على مقدّمة الحرام نيست . ]
قوله : و لذا : مرحوم علّامه در مختلف « 1 » ، نخست كلام شيخ طوسى ره در مبسوط را آورده [ چنان كه ما آورديم . ]
سپس فرموده : به حكم اين روايت حفظ نفس محترمه بر ديگرى واجب است البته با دو شرط :
1 - ديگرى قدرت و توان بر حفظ آن نفس داشته باشد .
2 - ضررى هم متوجه خودش نباشد [ كه مثلا اگر طعام خويش را بذل كرد ، خود در معرض تلف قرار نگيرد . ] حال براى اين فتوى به همان روايت من اعان . . . استدلال كرده است .
مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد : و لذا يعنى و لاجل الفحوى استدلّ يعنى اين استدلال هم روى منطوق روايت نيست بلكه روى مفهوم موافقت حديث است .
قوله : ثم انّه :
هامش
( 1 ) مختلف ص 686 .