تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
البته بيع عنب ، مستقيما اعانت بر شراء هست [ چون فروشنده به قصد تمليك بيع كرده ] ولى شراء به‌تنهائى و با قطع نظر از قصد ، تجرّى نيست تا اعانت بر شراء اعانت بر تجرّى باشد ، دليل اينكه شراء تنها تجرّى نيست ، اينكه : تجرّى به دو چيز متقوم است : 1 - فعل [ مثلا شراء در ما نحن فيه . ] 2 - قصد حرام ، و بيع ، اعانت بر شراء هست ولى اعانت بر قصد مشترى كه نيست زيرا كه اعانت بر قصد الغير معنا ندارد ، و قصد الغير مربوط به فعل بايع نيست بلكه مربوط به ارادهء خود غير است ، پس بيع اعانت بر تجرّى نيست تا از اين باب حرام باشد . قوله : و توهّم : بيع عنب اعانت بر خود حرام يعنى تخمير يا شرب خمر مثلا كه نيست ، اعانت بر مقدمة الحرام هم كه نيست ، اعانت بر تجرّى هم كه نيست ، حال اگر كسى بگويد : اين بيع اعانت بر مقدّمهء تجرّى است و از اين باب اعانت بر حرام و اثم است . به اين بيان : فعل يعنى شراء مقدّمهء تجرّى است [ به قول مرحوم شهيدى ره : حيث انّ ذات المقيد مقدمة للمقيد بما هو مقيّد يعنى مثلا الانسان الكاتب كه مقيد بما هو مقيد است ، ذات المقيد كه انسان باشد مقدّمه اين مقيد بما هو مقيد است زيرا تا انسانى نباشد انسان كاتبى هم نيست و مقدّميت يعنى همين توقّف . در ما نحن فيه هم تجرّى عبارتست از الشّراء المقيد بقيد قصد التوصّل ، و شراء تنها مقدّمه اين شراء خاص و مقيد است . و قبول مرحوم سيّد ره : لانّه اى التجرّى يحصل بالشراء و بالقصد فالشراء مقدمة له . ] و تجرّى حرام است ، و مقدمهء حرام هم با قصد توصل حرام است و اعانت بر اين مقدمة الحرام اى التجرّى اعانت بر حرام است و از اين باب مشمول آيه است .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 382 | على محمدى خراسانى