تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
نظريّهء سوّم كه نقطهء مقابل نظريهء دوّم است و خيلى از هم فاصله دارند راه تفريط پيموده و آن اينكه : اكثر فقها برآنند كه در صدق اعانت بر اثم حتى قصد هم معتبر نيست بلكه همين كه فروشنده علم دارد كه خريدار در جهت حرام استفاده خواهد برد معذلك به او مىفروشد بر اين بيع اعانت بر اثم صادق است ولو داعى فروشنده رسيدن خريدار به حرام نباشد . طرفداران اين نظريّه : الف : مرحوم شيخ در مبسوط « 1 » فتوى داده به اينكه : اگر كسى از فرط گرسنگى خوف آنست كه تلف شود و شما طعامى در اختيار داريد بر شما واجب است ، كه طعام را به او بذل كنيد تا او از هلاكت نجات يابد و براى وجوب بذل به اين حديث نبوى « 2 » ( ص ) استدلال كرده كه حضرت فرموده اندك كسى كه ولو با يك كلمه [ مثلا با آرى يا نه و . . . ] ديگرى را بر قتل مسلمانى كمك و مساعدت و اعانت كند فرداى قيامت به صحراى محشر مىآيد در حالى كه در پيشانى او نوشته شده : مأيوس از رحمت الهى است . كيفيت استدلال : يك كلمه يا جمله علت تامهء قتل مسلمان نيست بلكه علت ناقصه است و معذلك حرام شده ، پس در مورد عدم بذل طعام كه علت تامهء موت مسلمان است بطريق اولى حرام بوده و در قيامت مورد رأفت نيست ، حال چه اين شخص قصدش از عدم بذل طعام ، موت مسلمان باشد كه حفظ نفس محترمه نكرده و چه چنين قصدى نداشته باشد ، پس قصد تحقّق حرام در صدق اعانت مدخليّتى ندارد . ب : علّامه ره در تذكره « 3 » فتوى داده به اينكه : بيع اسلحه به دشمنان دين
هامش
( 1 ) مبسوط ج 6 ص 285 . ( 2 ) سنن ابن ماجه ج 2 ص 874 كتاب الديات ، حديث 2620 ، و عوالى اللئالى ج 2 ص 333 . ( 3 ) تذكره ج 1 ص 582 .