اخبار و رواياتى استدلال كردهاند كه در آنها از امام ( ع ) راجع به بيع الخشب به كسى كه آن را خريده و صليب يا صنم درست مىكند ، سئوال شده ، بهعنوان نمونه دو حديث را مىآوريم :
الف : مكاتبهء ابن اذينة : [ منظور عمر بن اذينه است و از اصحاب امام صادق ( ع ) بوده و در ميان محدّثين يك نفر بيشتر به اين نام نيست و مورد وثوق هم بوده است ، به كتاب تنقيح المقال « 1 » مراجعه شود . ]
راوى كتبا از امام ( ع ) چنين سئوال كرده : مردى داراى چوبهائى است و آنها را به كسى فروخته كه او اين چوبها را صليب درست مىكند ، آيا اين معامله جايز است ؟ حضرت در جواب فرمودند : لا ، اى لا يجوز البيع « 2 » [ قاعدتا چون مكاتبه است بايد فكتب ( ع ) لا ، باشد نه فقال : لا ، ] .
ب : روايت عمرو بن حريث : [ به نقل مرحوم مامقانى در تنقيح المقال ج 2 ص 327 از قول علّامه ره در الخلاصه ، بايد كلمهء حريث را به ضمّ عين . . .
بخوانيم ، و خلاصه اينكه مصّغر حارث است بر وزن رجيل ، نه اينكه بر وزن كريم باشد . ]
راوى از امام ( ع ) مىپرسد : چوب درخت توت را مىفروشم به كسى كه از آن صليب يا صنم درست مىكند ، آيا معامله بكنم ؟ حضرت فرمودند : لا ، يعنى لا تبع ، حق ندارى چنين معاملهاى بكنى . « 3 »
حال به امثال اين روايات استدلال شده مبنى بر اينكه بيع به قصد حرام [ كه تمام ثمن در برابر منافع محرّمه واقع شود ] جايز نيست .
قوله : و فيه :
هامش
( 1 ) تنقيح المقال ج 2 ص 340 و 341 .
( 2 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 127 باب 41 حديث اول .
( 3 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 127 باب 41 حديث 2 .