تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
خريدار هم همين انگيزه را دارد ولى در حين معامله از اين قصد باطنى و انگيزهء درونى صحبتى نشده و التزام قلبى هم نبوده و متعلق بيع اين جهت نيست ، و ثمن هم در مقابل انتفاع حرام نيست بلكه در برابر انگور است . 4 - فروشنده مىداند كه خريدار از اين انگورها يا چوبها و . . . در جهت حرام استفاده خواهد كرد و با اين علم مىفروشند ولى داعى او بر بيع ، اين جهت نيست بلكه انگيزه‌اش نيست كه انگورهايش به فروش برسد و او سودى ببرد ، و به هر مشترى هم مىفروشد و از جمله به كسانى كه شراب مىسازند و كارى ندارد كه او به چه قصدى مىخرد ، خود فروشنده قصد تخمير و . . . ندارد . پس گاهى حرام تمام المقصود از بيع است ، و گاهى جزء المقصود او شرط است ، و گاهى داعى بر بيع است ، و گاهى داعى هم نيست .

( مسئله اولى ) [ اينكه بايع عنب را بفروشد به قصد اينكه مشترى آن را شراب بسازد ]

قوله : الاولى : مسئله اوّل از مسائل چهارگانه عبارتست از اينكه بايع عنب را بفروشد به قصد اينكه مشترى آن را شراب بسازد و در ضمن عقد اين شرط كند ، يا چوب را بفروشد به شرط اينكه صليب يا صنم بسازد ، يا چوب و فلّز و . . . را بفروشد به شرط اينكه آلت لهو و لعب و ابزار قمار بسازد يا منزل و مغازه و انبارى را اجاره دهد [ چون سخن از مطلق تكسّب است چه به‌نحو بيع و چه اجاره و . . . ] به منظور اينكه در آن شراب به فروش برسد يا انبار نگهدارى شراب باشد يا كشتىهايش را اجاره دهد براى حمل‌ونقل شراب ، صليب ، صنم ، آلات لهو و . . . يا حموله‌اش [ حموله در اصل به شتران باربر گفته مىشود ولى در اينجا منظور مطلق حيوانات و يا وسائلى است كه براى حمل‌ونقل از آنها استفاده مىشود . از شتر ، فيل - اسب ، قاطر و . . . ، و ماشين - كشتى - هواپيما - قطار