تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
ب : او شيئ يكون فيه وجه من وجوه الفساد ، در صليب و صنم هم‌جهتى از جهات فساد كه اصلى هم مىباشد يعنى تقرب به غير خدا وجود دارد و لذا حرام است . فلا يجوز الاكتساب به . ج : و كل منهى عنه ممّا يتقرب به لغير الله ، صليب و صنم هم از امورى است كه سبب تقرب انسان به غير خدا مىگردد و از اين جهت منهى عنه مىباشند . د : خداوند كليه صناعاتى كه سرچشمه فساد محض هستند [ و هيچ جهت صلاحى در آنها ديده نمىشود و يا اگر هست خيلى نادر است . ] تحريم كرده است نظير مزمار « نى » بربط « كمانچه » و آلات لهو و لعب ، و صليبها و صنمها . . . تا اينجا كه فرموده : تمامى اين امور تعليمش حرام ، تعلّم آنها حرام ، عمل به آنها به قصد عوض [ نه تبرّعى ] حرام ، اخذ اجرت در عقد اجاره بر آنها حرام ، و جميع تقلبات و تصرفات از جميع وجوده حركات [ پرستش آنها ، امساك - جابجائى ، نظافت و . . . ] حرام مىباشد و فراز اخير نص در تحريم هياكل عبادت است از صلبان و اصنام باشد . پس اكتساب به اين امور هم حرام است ، پس بيع و شراء هم ممنوع خواهد بود . 3 - دليل سوّم : صليب و صنم و آلات عبادت از نظر شرعى با همان هيئت خاص ، ماليت و ارزش ندارند ، و اگر چيزى ماليت نداشت ، پرداخت مال در مقابل آن بذل در برابر امر باطل و بىفايده است ، و اكل ثمن در مقابل آنها اكل مال به باطل است ، و مشمول نهى لا تاكلوا مىباشد كه دالّ بر حرمت است . 4 - عموم حديث نبوى ( ص ) : ان اللّه اذا حرّم شيئا حرم ثمنه . كيفيت استدلال به آن مبتنى بر همان تحليلى است كه در اوائل كتاب گذشت و آن اينكه : در اين حديث شيئ كنايه از عين خارجى است ، و تحريم به عين مستند شده و