مذكور حرام است و در حقيقت اوّلا و بالذات همين مقصد اصلى حرام شده و به تبع آن مقدماتش هم كه بيع و شراء باشد حرام شده است .
يا مثلا بيع و شراء عنب به قصد اينكه مشترى بعد از خريدن ، انگورها را شراب بسازد كه نفس عمل بيع و شراء عنب حرام نيست ولى مقصد و غرض مذكور يك امر محرّمى است ، و به تبع آن بيع مذكور منع شده است .
يا مثلا بيع و شراء چوب و فلزّات مانعى ندارد ولى به قصد اينكه آنها را صليب يا صنم بسازد حرام است و . . .
حال اين نوع ثانى خود اقسامى دارد [ مجموعا سه قسم است كه در طول اين مباحث مطرح است . ]
( 1 - القسم الاوّل ) [ چيزهائى كه با همين نحو خاص و شكل جز امر حرام از آنها قصد نمىشود ]
قسم اوّل از اقسام ثلاثه عبارتست از چيزهائى كه با همين نحو خاص و شكل و هيئت خاصى كه دارند جز امر حرام از آنها قصد نمىشود ، يعنى مقصد اصلى از اين وجود خاص با اين هيئت و تركيب و شكل و قيافهء خاصى كه دارد يك امر حرامى مىباشد . و آن چيزهائى كه اين گونه هستند امورى مىباشند [ مجموعا پنج امر است . ]
قوله : منها : امر اوّل از امور خمسه عبارتند از هيكلها و هيئتهاى خاص عبادت كه گروهى آن هياكل را تقديس كرده و مىپرستند ولى در حقيقت اينها از مبتدعات و مخترعات ابليس است و نفس اين هياكل در شرع بهعنوان اينكه مادّهء فساد مىباشند تحريم شدهاند .
[ نكته : مرحوم شهيد ثانى در مسالك ج 1 ص 165 فرموده : كلمه هيكل در اصل لغت بهمعناى خانهء بت و بتكده بوده و محلّى كه بتها را در آن قرار مىدادند