[ بازار - مدرسه - مسجد ] سبقت مىگيرد و زودتر مىرود و نقطهء حساسى را اشغال مىكند امّا نه به قصد انتفاع شخصى و سكناى در مدرسه يا مسجد و . . .
بلكه به قصد اينكه آنجا را به ديگرى بفروشد و در مقابل وجهى دريافت كند ، باز حق الاختصاص مشكل و دريافت وجه مذكور مشكلتر خواهد بود . چون مجوّزى ندارد .
قوله : نعم : آرى به يكى از دو صورت ذيل مىتوان حلّ مشكل نمود :
1 - عذره يا زباله را در مكانى كه ملك خودش هست گردآورى كرده آنگاه باذل كه وجهى را به جامع مىدهد و او كه مىگيرد در مقابل حق الاختصاص نيست بلكه در برابر تصرف باذل در ملك جامع است كه مىخواهد وارد باغ يا مزرعهء او شده و اين عذرهها را بردارد و ببرد و براى جلب رضايت مالك وجهى را به او مىدهد .
شيخ اعظم ره مىفرمايند : اين كار حسن و پسنديده و بلامانع است .
2 - يا بيائيم و از اوّل از شرط مذكور رفع يد كرده و قائل شويم كه صرف قصد حيازت داشتن كافى است و حق الاختصاص مىآورد چه به قصد انتفاع شخصى حيازت كرده باشد يا به قصد گرفتن مال ، و از طرفى هم قائل شويم كه معاوضه بر حق الاختصاص هم جايز است كه عوض در مقابل خود حق باشد ، در اين صورت امر آسانتر است [ چون نيازى به حيله و كلاه شرعى ندارد كه عوض را در مقابل ورود به ارض غير و . . . بدهد .
البته چون قبلا فرمودند : كان حسنا ، بهتر بود اينجا بفرمايند : كان احسن بجاى كان اسهل ، و لكن الامر سهل . [ هذا تمام الكلام فى النوع الاول من انواع المكاسب المحرّمة ، فى الاكتساب بالنجس و المتنجّس . ]
( پايان نوع اوّل )
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 305
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٥