قوله : و هو : مرحوم شيخ مىفرمايد : اين كلام شهيد اوّل به منزله تصريح به اينست كه از شيئى نجس در غير امور مذكوره [ اكل - شرب - صلوة - طواف ] انتفاع و استفاده كردن جايز است و فقط در جهات مذكور حرام شده است . و اگر اصل اوّلى حرمت انتفاع به نجس بود جاى اين نبود كه ايشان اغذيه و صلوة را بياورند بلكه مىفرمودند : النجاسة ما حرم استعماله مطلقا نه در خصوص امور مذكوره معلوم مىشود كه اصل اوّلى جواز انتفاع به نجس است .
قوله : و قال الشهيد الثانى : شاهد ديگر كلامى است از مرحوم شهيد ثانى در شرح لمعه « 1 » :
مرحوم شهيد اوّل يا مصنف در متن لمعه مشغول برشمردن اعيان نجسهاى است كه بيعشان جايز نيست ، در رديف آنها و در مقام شمارش آنها فرموده : يكى از نجاساتى كه ممنوع البيع مىباشد خون است .
مرحوم شهيد ثانى يا شارح در شرح لمعه ذيل اين كلمه فرموده : اگرچه فرض كنيم كه خون داراى يك نفع حكمى هم هست باز هم بيعش جايز نيست [ منظور از نفع حكمى در مقابل نفع حقيقى است : نفع حقيقى آنست كه موجب زيادتى ماليت و ارزش يك شيئى مىگردد مثل چاقى و . . . و نفع حكمى آنست كه موجب فزونى ماليّت و بهاء شيئى نمىگردد ولى موجب زيادتى جمال و زيبائى شيئى مىگردد مثل رنگ كردن با خون كه ديوار را زيباتر مىكند نه اينكه بر ارزش آن بيافزايد . ]
سپس شهيد اوّل ره فرموده : بول و عذرهء حيوانات حرام گوشت هم از جملهء نجاساتى است كه بيعش ممنوع است .
مرحوم شهيد ثانى در شرح فرموده : حتى اگر يك منفعتى هم براى آنها فرض شود [ مثل تسميد و كود درست كردن عذره و ريختن آن در زراعت و پاى
هامش
( 1 ) ج 3 ص 209 .