قاعدهء : نجاست آن چيزى است كه استعمال و استفاده از آن و به كار بردن آن در نماز و خوردنيها حرام شده باشد ، يعنى ملاك نجاست ، حرمت استعمال آن در صلوة و غذا است ، سپس حرمت استعمال را معلّل كرده به استقذار و توصل كه طبق توضيح خود شهيد ره در قواعدش [ به نقل مرحوم شهيدى در حاشيه ] منظور آنست كه نجاسات [ كه محرّم الاستعمال در نماز و . . . هستند ] دو دسته مىباشند :
الف : يكدسته از آنها بخاطر اينكه قذارت ظاهرى و باطنى دارند و واقعا طبع انسان از آنها متنفر و مشمئز مىشود و كثافت محسوب مىشوند ، نجس شدهاند ، مثل ميته - عذرة و . . .
ب : و دسته ديگر آنهائى هستند كه غرض اصلى شارع دورى مكلّف از آنها است يعنى حرمت استعمال دارند منتها اگر آنها را نجس نمىكرد شايد اين غرض خيلى تأمين نمىشد چون اينها قذارت ظاهرى ندارند تا طبع از آنها متنفر بوده و گرد آنها نگردد بلكه چهبسا مرتكب مىشدند و حال آنكه در واقع اينها مفسده داشته و داراى ضرر هستند . لذا شريعت آنها را نجس قرار داد بهمنظور چارهجوئى و توصل به آن هدف كه فرار و اجتناب باشد و نجاست براى اينست كه : يزداد فرارا يعنى حتما و اكيدا اجتناب كنند ، مثل عصير عنبى بعد الغليان و قبل از ذهاب ثلثين كه حرام است و بقول مشهور نجس هم هست ولو قذارت ندارد ، و مثل خمر كه نجس شده تا كاملا از آندورى حاصل شود . بعد فرموده : آوردن كلمهء اغذيه در قاعدهء مذكور براى بيان انحصار نيست كه حرمت استعمال منحصر در خوردن باشد و شامل آشاميدنيها نشود بلكه از باب بيان مورد و مصداق حكم حرمت استعمال است ، و شامل نوشيدنى هم مىشود يا از باب اينكه اغذيه اعم از اطعمه و اشربه است و يا از باب دلالت تنبيه بر اين دلالت دارد . كما اينكه آوردن صلوة هم از باب مثال است و منظور هرآن چيزى است كه مشروط به طهارت باشد چه صلوة و چه طواف و مانند آن و گرنه اختصاصى نيست .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 276
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٦