1 - آيا طعامى كه بدن كافر و دست او با آن مباشرت كرده نجس است يا نه ؟
كه اين در حقيقت برمىگردد به اينكه آيا خود اهل كتاب نجس هستند يا نه ؟ زيرا اگر نجاست اهل كتاب مسلّم باشد ملاقى نجس حتما نجس بوده و طعام مذكور هم نجس خواهد بود ، پس يك بحث راجع به نجاست كتابى است .
2 - بر فرض نجاست كتابى و نجاست طعامى كه با بدن او ملاقات كرده ، آيا مطلق انتفاعات از اين طعام حرام است اعم از اكل و ساير انتفاعات ؟ يا مطلق الانتفاع حرام نيست ؟ كه بحث از حرمت انتفاعات ، مبتنى و متفرع بر بحث از نجاست است [ كه اگر نه كتابى و نه طعام مذكور هيچكدام نجس نبود البته انتفاعات هم حرام نخواهد بود ولى اگر كتابى و طعام را نجس دانستيم ، برخى مطلق انتفاعات به آن طعام را حرام مىدانند ، و برخى خصوص اكل را . ]
حال كه دو مرحله بحث بود مىگوئيم : اگر ادعاى اجماع سيد [ كه فرمود :
ممّا انفردت به الاماميه ] بر مطلب دوّم يعنى بر منع اكل و ساير انتفاعات بود به درد ما نحن فيه مىخورد و دليل مىشد بر منع و جلو اصل تأسيس شدهء ما را مى گرفت ، ولى خوشبختانه ادعاى اجماع بر مطلب اوّل و اصل نجاست طعام مذكور و در حقيقت اهل كتاب است ، بدليل اينكه بدنبالش فرمود : و اختلف باقى الفقهاء فى ذلك و ما مىدانيم كه فقهاء عامّه در اصل نجاست اهل الكتاب اختلاف نظر دارند نه در مسئله حرمت اكل و انتفاعات ديگر ، و وقتى در مقابل اين خلاف ، ادعاى اجماع مىشود بدان معنى است كه ما بر اصل نجاست از كافر كتابى اجماع داريم نه بر مسئله حرمت اكل و ساير انتفاعات .
البته فتواى خود سيد ره همين است كه مطلق انتفاعات حرام است ولى ادّعاى اجماع بر اين امر نيست ، پس اجماع سيّد كه به ضرر ما تمام نشد ، و اصل ما را خدشهدار نكرد .
[ نكتة : هنرنمائى شيخ اعظم را بنگريد كه چگونه به زواياى تعابير خوض
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 237
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٧