ولى اينهم از ما نحن فيه اجنبى است ، چون در مورد بحث ما روغن متنجس منافع محللهء مقصوده دارد كه صابونسازى و چرب كردن بدنهء كشتى و . . . باشد .
3 - و يا اينست كه غير از اكل منافع مقصودهء حلال دارد و معذلك امر به طرح شده كه شيخ ره اين صورت را متعرض است : ] اين طرح يا اهراق كنايه است از اينكه : اگر نجس نمىشد عادتا در جهت اكل از آن استفاده مىكردى ولى حالا كه نجس شده دور بريز يعنى در جهت اكل از آن بهرهمند نشو ، نه اينكه مطلقا از آن استفاده نكن و شاهد ما بر اين توجيه [ اوّلا خود روايات صدر باب است كه استصباح را تجويز كرد و ثانيا ] اجماعى است كه از همين روغن نجس كه مايع است ، يا جامد ولى اطرافش را جدا كردهايم ، استصباح جايز است و منظور طرح بقول مطلق نيست . و اجماع مذكور قرينهء خارجيه است بر اينكه مراد از طرح ، طرح از ظرف روغن است كه اطراف را بكن و باقى را براى اكل و شرب بگذار ، نه اينكه آن مقدار را كنده و حتما دور بريزيم و حق انتفاع نداشته باشيم . پس روايات هم نتوانست بر آن اصلى كه ما تأسيس كرده بوديم حاكم شود .
قوله : و امّا الاجماعات : دسته سوّم از ادلّهاى كه توهم شده كه بر اصالة الجواز حاكم باشند ، ادّعاى يك سلسله اجماعات است كه قبلا در نقل عبارات قوم بدانها اشاره شد از قبيل ادعاى اجماع .
سيّد مرتضى ره در انتصار ، شيخ طوسى در خلاف ، سيد بن زهره در غنيه و . . . شيخ اعظم ره مىفرمايد : دلالت اين اجماعات هم بر مدّعاى شما قابل مناقشه است كه با دقّت و بررسى تعابير آن جماعت وجه مناقشه روشن مىشود :
امّا ادعاى اجماع سيّد مرتضى : سيّد فرمود : و ممّا انفردت به الاماميه . . .
شيخ اعظم مىفرمايد : در اينجا دو مطلب در طول هم وجود دارد كه يكى متفرّع بر ديگرى است :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٦