الضرورات تبيح المحظورات ولى به قدر رفع ضرورت كه الضرورات تتقدّر بقدرها ] آن هم تنها اگر اضطرار براى آشاميدن آن آب باشد ، و گرنه براى وضو و تطهير لباس و بدن و . . . اگر بدان مضطر شود باز جايز نيست . [ محلّ شاهد در لا يجوز استعماله . . . است كه اطلاق دارد و هرگونه انتفاعى و استعمال به هر منظورى را شامل است . ]
د : و باز شيخ طوسى ره در كتاب قيّم « النهاية » « 1 » فرمود : اگر آن چيزى كه ميته در ميان آن افتاده [ مثل روغنى كه موشى در آن افتاده و مرده ] از جملهء مايعات باشد به هيچوجه استعمال آن و استفاده از آن جايز نبوده و واجب است آن را دور بريزيم .
ه : عبارت مرحوم شيخ مفيد در كتاب گرانسنگ « المقنعه » « 2 » نيز قريب عبارت شيخ در نهاية است [ و لذا از ذكر آن خوددارى مىكنيم . ]
و : همين شيخ طوسى در كتاب پرارج « الخلاف » « 3 » در رابطه با حكم روغن حيوانى و دانههاى روغنى و روغن كنجد و روغن زيتون چنين فرموده : هرگاه در ميان يكى از اينها موشى بيفتد [ و بميرد ، زيرا كه زندهء آن نجس نيست و ميتهء آن نجس است ] استصباح به چنين روغنى جايز است ولى خوردن آن و انتفاعات ديگر غير از استصباح مطلقا ممنوع است [ پس صابونسازى و . . . نيز ممنوع است . ]
سپس فرموده : شافعى « محمد بن ادريس شافعى » نيز همين فتوى را دارد .
سپس فرموده : گروهى از اصحاب الحديث [ از اهل سنّت ] گفتهاند : از چنين روغن نجسى به هيچ عنوان نبايد استفاده شود نه براى استصباح و نه جهات ديگر ، بلكه همانطورى كه خمر را بايد دور ريخت و مادّه فساد را نابود كرد هكذا
هامش
( 1 ) النهايه ص 588 .
( 2 ) المقنعة ص 582 .
( 3 ) الخلاف ، كتاب الاطعمه ، مسئله 19 .