منتهى عدهاى مثل متأخرينى كه اسم برديم تصريح به اين قاعده دارند و عدهاى هم كه متقدمين باشند تصريح به اصل مذكور ندارند ولى فتاوائى دارند كه از ظاهر آنها اصل مذكور مستفاد است و در اينجا بهعنوان نمونه عباراتى چند از قدماء را مىآوريم :
الف : سيّد مرتضى ره در كتاب ارزندهء الانتصار « 1 » [ كه منفردات شيعه را بيان كرده يعنى فتاوائى را كه شيعهء بدان منحصر شده و ساير فرق اسلامى آن را ندارند يا اگر دارند و بر خلاف اماميه است اماميه با دليل معتبر با آنها مخالف است . ] فرموده :
از جمله چيزهائى كه اماميه به آن منفرد شده [ و ميان آنها اجماعى است ] اين مسئله است كه : هرطعامى را كه اهل كتاب [ مسيحى و يهودى و بقولى مجوسى ] درست كنند و يا آندسته از فرقههاى به ظاهر مسلمانى كه بدليل قاطع محكوم به كفر هستند [ مثل ناصبىها از اهل سنّت ، خوارج ، غلاة از شيعه ، مجسّمه و . . . ] درست كنند ، به عقيدهء ما خوردن آن غذا ممنوع است و نهتنها اكل آن بلكه هرگونه انتفاعى از آن به هرشكل ممنوع است [ محلّ شاهد همين جمله اخير است كه هرانتفاعى ممنوع است چون ما آنها را نجس مىدانيم .
پس از اينجا استنباط مىشود كه سيّد طرفدار اصالة المنع فى المتنجّس مىباشد . ] سپس فرموده : و امّا باقى فقهاء اسلام [ فقهاء اهل سنت ] در اين مسئله [ جواز اكل و انتفاع به طعام مذكور ] اختلاف دارند .
[ شايد منظور اين باشد كه خود آنها با يكديگر اختلافنظر دارند و شايد مراد اين باشد كه آنها متفق القول بوده و با اماميه اختلافنظر دارند كه دوّمى اقوى است با ممّا انفردت به الامامية . ]
سپس فرموده : ما در كتاب طهارت اين مطلب را مدلّل ساختهايم كه انتفاع به
هامش
( 1 ) الانتصار ص 193 و ص 11 .