فعليهاى نيست چون جاهل است بلكه از اين باب كه عالم در قبال خداوند مسئوليتى دارد كه آنچه را مىداند به ديگران منتقل كند و اين احكام نسل اندر نسل به آيندگان منتقل شود تا در مدت كوتاهى به وادى فراموشى سپرده نشود . و در حقيقت عالم حجّتى الهى است و از طرف خداوند احكام الهى را به مردم و جامعه تبليغ مىكند تا بر همگان اتمام حجت شده ، و زمينه اطاعت و معصيت در آنها پديد آيد . و چون احكام اسلام براى هميشه است مرتّبا بايد بيان و بازگو شود تا دامنهء قيامت استمرار يابد .
2 - جهل به موضوع : مىداند كه در لباس نجس ، مكان غصبى و . . . نبايد نماز خواند ولى جاهل به موضوع است به جهل مركب : خيال مىكند كه مكان مباح و لباس طاهر است ولى اشتباه مىكند و يا جهل بسيط كه شاك در غصبيت و طهارت و . . . است ، يا مىداند كه طعام نجس را نبايد خورد ولى نمىداند كه فلان طعام پاك است يا نه ؟ يا خيال مىكند كه پاك است و مىخورد ، در اينجا ديگر سكوت حرام نيست و اعلام واجب نيست .
خلاصه اينكه : فعل الشخص :
1 - علت تامهء صدور حرام از غير باشد « حرام » .
2 - سبب يا مقتضى « حرام » .
3 - شرط .
از قبيل ايجاد داعى باشد « حرام »
يا ايجاد شرط ديگر « سيأتى »
4 - عدم المانع .
حرمت فعليه باشد « سكوت حرام »
حرمت فعليّه نباشد : [ حق الناس ، حق الله . ]
[ حق الناس ] :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 203
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠٣