نيز هست به آقاى حلبى منسوب است و امّا روايت سعيد اعرج در تهذيب بعد از روايت حلبى است و در آخرش آمده : « و عن الفأرة تموت فى الزيت ؟ فقال : لا تأكله و لكن اسرج به » ] از امام صادق ( ع ) مىخوانيم :
راوى مىپرسد : موشى يا جنبندهاى در ميان غذا يا نوشيدنى مىافتد و در آن مىميرد چه بايد كرد ؟ فرمود : اگر آن چيز روغن يا عسل يا زيتون باشد [ سپس خود امام فلسفهء مثال آوردن به اين سه را ذكره كرده .
و مىفرمايد : « فانه ربما يكون بعض هذا » يعنى گاهى طعام يا شراب از اين امور است . ] حكمش اينست كه : اگر فصل زمستان است [ و روغن يا عسل يا زيتون بسته و جامد است . ] اطراف موش مرده را كه بدنش اصابت كرده بكن و دور بريز و مابقى را بخور و مانعى ندارد . ولى اگر فصل تابستان است [ و معمولا روغن و زيتون و . . . مايع هستند ] حكمش آنست كه تمام آن نجس شده و تنها در جهت اسراج و روشن كردن چراغ قابل انتفاع است نه در جهت اكل . [ در اين روايت هم صحبت از جواز بيع نيست و سخن از جواز اكل است . ]
ج : در روايت موثق از آقاى ابى بصير از امام صادق ( ع ) چنين آمده :
موشى درون ظرف روغن يا زيتون افتاده و در آن مىميرد حكمش چيست ؟
حضرت فرمود : اگر روغن مذكور جامد و بسته است بايد اطراف موش مرده را كنده و دور بريزى و مابقى حلال و خوردنى است . و اگر روغن مذكور مايع است بايد در جهت اسراج و روشنائى از آن بهرهگيرى [ و حق خوردن ندارى ] و اگر خواستى آن را بفروشى بايد به مشترى اعلام كرده و وى را از نجس بودن زيتون يا روغن ديگر آگاه سازى « 1 » [ تا مبادا در جهت اكل از آنها بهره بگيرد .
ضمنا اين روايت جواز بيع را دلالت دارد و علاوه وجوب اعلام را هم دلالت دارد . ]
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 66 باب 6 من ابواب ما يكتسب به حديث 3 .