زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
( 12 )
آراسته كرده شد مر اسرافكنندگان را آنچه مى كردند .
تفسير : نخست خود انسان از بى باكى عذاب را طلب مىكند ، و به زبان خود ضرر و گزند مى خواهد ، مگر « 1 » آنقدر ناتوان و بى حوصله است كه به مجرّد ابتلا به رنج اندك ، مضطرب شده ، ما را مى خواند تا زمان دوام مصيبت ، ايستاده يا نشسته ؛ و يا درهرحال ، خدا را مى خواند . باز ، به مجرّدى كه « 2 » تكليف را از وى برداشتيم ، از اين همه تضرّع و زارى ذرهاى باقى نماند ؛ چنان كه گوئى هرگز به حضور خدا ( ج ) رجوعى نكرده بود ! غرور و غفلت ؛ تكبّر و نخوت ؛ چنان عود مىكند كه پيش تر در آن مبتلا بود .
در حديث است : خدا ( ج ) را در عيش و آرامى خود ياد كن كه خدا ( ج ) در سختى و مصيبت ترا ياد كند ! شعار مؤمن اين است كه هيچ وقت خدا ( ج ) را فراموش نكند ؛ در وقت سختى و درماندگى صبر نمايد ، و در هنگام فراخى شكر ؛ كه اين توفيق جز براى مؤمن ميسّر نشود .
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ
( 13 )
و هر آئينه هلاك كرده ايم جماعت ها را پيش از شما چون ستم كردند و آورد به ايشان پيغامبران ايشان نشانه هاى روشن و نبودند ايشان كه ايمان آرند ؛ همچنين جزا مى دهيم گروه گناهكاران را .
تفسير : اگر به دعاى انسان عذاب زود وارد نشود ، و يا پريشانى و درماندگى زود رفع
هامش
( 1 ) . امّا ، ليكن
( 2 ) . به مجرّد آنكه