را ندارند ، جايشان دوزخ است ؛ درين موقع ، وانمود مىشود كه مجرمان در دنيا فورا مأخوذ نمى شوند ، بلكه مهلت مى يابند . حال آنكه وضعيّت مردم اين است كه گاهى بى باك و بى حيا شده ، خودشان مى خواهند زود عذاب بر آنها نازل شود . مثلا مى گويند : « اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ » ( انفال ، ركوع 4 ) . گاهى از حوادث دنيوى به تنگ مى آيند ، و دربارهء خود و فرزندان خود و ديگران دعاى بد مى كنند : چنان كه از تجربه ظاهر است . پس اگر خداى متعال به قرار درخواستشان عذاب و يا بدى را به آن زودى به اوشان « 1 » نازل كند كه به همان لحظه خواهش رسيدن خير را دارند ، يقين است كه در اثر و بال بدى يك دقيقه هم فرصت نيابند و رشتهء حياتشان در حال « 2 » گسسته گردد ! « 3 » مگر خداى مهربان در مكافات و مجازات نيكى و بدى به قرار مصلحت تأخير مى نمايد تا مردمان نيك تربيه « 4 » شوند ، و بدكاران در غفلت سرشار بوده ، پيمانهء شرارت و طغيان خود را لبريز نمايند . وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ و چون برسد به آدمى رنج ، بخواند ما را خفته ؛ بر پهلوى خود ؛ يا نشسته ؛ يا ايستاده ؛ پس چون برداريم از وى رنج وى را ، برود ؛ گويا كه هرگز نخوانده بود ما را به دفع كردن رنجى كه به دو رسيده بود ! همچنين
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 50
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٥٠
هامش
( 1 ) . براى ايشان ، برايشان
( 2 ) . فورا
( 3 ) . ليكن
( 4 ) . تربيت