تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها وَ لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً
( 53 ) و ببينند گناهگاران آتش را ؛ پس خواهند دانست كه ايشان درافتادنى اند در آن ؛ و نيابند از آن جاى بازگشت . تفسير : در ابتدا ، شايد چيزى « 1 » اميد معافى داشته باشند ؛ ليكن به مجرّدى كه « 2 » جهنّم را مى بينند ، يقين مى كنند كه حتما در آن مى افتند ؛ و هيچ راه فرار موجود نيست .
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا
( 54 ) و هر آئينه باربار فهمانيديم در اين قرآن براى مردمان از هر مثل ، و هست آدمى بيشتر از همه چيز خصومت كننده . تفسير : قرآن كريم به چه عنوانات « 3 » مختلف انواع و اقسام دلائل و امثله ، سخنان راست را مى فهماند ؛ مگر « 4 » انسان چنان مخاصم واقع شده است « 5 » كه در سخنان واضح و راست هم از كج‌بحثى منصرف نمى شود . وقتى كه در مقابل دلائل قوى جواب آورده نمى تواند « 6 » ، به فرمايشات مهمل و بى اساس مى پردازد ، كه اگر فلان چيزها را نشان بدهيد قبول خواهيم كرد !
هامش
( 1 ) . اندكى ( 2 ) . به مجرّد آنكه ( 3 ) . عنوانهاى ، عناوين ( 4 ) . ليكن ( 5 ) . بار آمده است ( 6 ) . نمى تواند جواب بياورد ،