فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً
( 57 )
در گوش ايشان است گرانى ؛ و اگر بخوانى ايشان را بسوى هدايت ، پس هرگز نيايند به راه ، هيچگاه .
تفسير : از سبب « 1 » جدال بالباطل و استهزاء بالحق ايشان بر دل هايشان پرده افكنديم ، و در گوش هايشان سنگينى نهاديم . اكنون نه حق را مى شنوند ، و نه آن را مى فهمند ؛ آنها بكلّى مسخ شده اند . پس بسوى حق چه طور متوجّه شوند ، و انجام خود را چگونه خيال كنند ؟ ! قطعا توقّع نبايد كرد « 2 » كه اشقيا به راه خواهند آمد .
وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ
و پروردگار تو آمرزنده ، خداوند رحمت است ؛ اگر بگيرد ايشان را به آنچه كرده اند ، هر آئينه به زودى بيافگند بر ايشان عذاب را ؛
تفسير : كردار آنها مقتضى آن است كه به آمدن عذاب « 3 » ، يك لمحه « 4 » هم تأخير واقع نشود ؛ مگر « 5 » حلم و كرم حق تعالى مانع است كه آنها را فورا تباه نمايد . او تعالى به رحمت عامّهء خود تا يك اندازه درگذر مىكند « 6 » ، و سخت ترين مجرم را موقع « 7 » مىدهد كه اگر بخواهد از موقع استفاده ؛ و به توبه « 8 » ، بخشش خطاهاى گذشته را حاصل كند ؛ و ايمان آورده مستحق رحمت عظيم گردد .
هامش
( 1 ) . به سبب ، به خاطر
( 2 ) . توقّع ( انتظار ) نبايد داشت ،
( 3 ) . براى آمدن عذاب ،
( 4 ) . يك لحظه
( 5 ) . ليكن
( 6 ) . عفو ( گذشت ) مىكند ،
( 7 ) . فرصت
( 8 ) . با توبه ، به واسطه توبه