تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
كار بى موقع پنداشته شود هم نمى كند ؛ و نه كسى را بى قصور مى گيرد ، و نه كوچك ترين نيكى كسى را ضايع مىكند ؛ بلكه به حكمت بالغهء خود ، تنها خودش هر درخت نيكى و بدى را به بار مى آرد كه طبيعت نوعيّهء آن اقتضا كند .
از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو
خالق الكل ، در كفر و ايمان و طاعت و عصيان ، چنان خواص و تأثيرات جداگانه نهاده است كه در زهر و ترياق ؛ اين تمام خواص و آثار خير و شرّ ، علانيتا در آخرت به ظهور مى رسد .
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا
( 50 ) و ( ياد كن ) چون گفتيم : به فرشتگان سجده كنيد آدم را ! پس سجده كردند ، مگر ابليس ؛ بود از جن ؛ پس بيرون شد از فرمان پروردگار خود ؛ آيا فرامى گيريد او را و فرزندان او را دوستان غير من ؟ و ايشان شما را دشمن اند ؟ ! شيطان بد عوض است ستمگاران را ! تفسير : قول صحيح آنست كه ابليس از نوع جن بود ؛ مگر « 1 » از كثرت عبادت ترقّى نموده در گروه ملائكه شامل شد « 2 » . بنابرآن « 3 » ، در زمرهء فرشتگان به سجده مأمور گرديد . در آن وقت ، طبيعت اصلى او به ميدان آمد ؛ چنان كه تكبّر نمود ، و از اطاعت خداى تعالى گريخت ، و سر خم كردن پيش آدم را كسر شأن خود
هامش
( 1 ) . ليكن ( 2 ) . داخل شد ، درآمد . ( 3 ) . بنابراين
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 655 | محمود حسن ديوبندى