تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
قرين عيش خواهيم بود .
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا ( 37 ) لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً
( 38 ) گفت او را رفيق او ؛ و او گفتگو مى كرد با وى : آيا كافر شدى به آن خدائى كه پيدا كرد ترا از خاك ؛ باز از نطفه ؛ باز ، ساخت ترا مرد ؛ ليكن من همين مى گويم كه اللّه پروردگار من است ، و نمى سازم شريك با پروردگار خود هيچ‌كس را . تفسير : خدائى كه اصل تو را ( يعنى آدم - عليه السلام - را ) از خاك بى جان آفريد ؛ سپس خودت را از خلاصهء پيداوار زمينى و يك قطرهء ناچيز به وجود آورده زندگى بخشيد ، و قوّت هاى جسمانى و روحانى عطا كرده ، يك مرد سالم و جسيم ؛ ساخت آيا با اين همه انكار مى كنى كه او تعالى پس از مردنت دوباره ترا حيات داده نخواهد توانست « 1 » ، و نعمت هائى را كه به تو عطا كرده بازنخواهد ستانيد ؟ ! من هرگز به اين عقيده نيستم ؛ بلكه يقين دارم كه او تنها رب ماست ؛ در خدائى او هيچكس سهيم نيست ، و كس نمى تواند در مقابل حكم و اختيار او دم زند .
وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ
و چون درآمدى به بوستان خود ، چرا نگفتى : آنچه بخواهد خدا چنان شود !
هامش
( 1 ) . نخواهد توانست حيات بدهد ،