وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً
( 33 )
و جارى ساختيم ميان هردو جوئى .
تفسير : در بين باغ ها نهر آب به يك ترتيب جريان داشت ، تا منظرهء آن خوش نما و دلكش باشد ؛ و اگر باران نشود ، باز هم باغ و زراعت از كمى آب خراب نگردد .
وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ
و بود او را ميوه
تفسير : چيزى را كه خرج كرد و يا زحمت كشيد ، ثمرهء آن را به نيكوئى حاصل كرد ؛ و هر نوع سامان عيش و رفاهيت برايش فراهم شد ؛ نكاح كرد و نتيجهء نيك به دست آورد ، يعنى اولاد زياد يافت .
فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً
( 34 )
پس گفت رفيق خود را ؛ و او گفتگو مى كرد با او : من بيش ترم از تو در مال ، و غالب ترم به اعتبار حشم .
تفسير : من نسبت به تو مال و دولت و خدّام زيادى دارم ؛ اگر اختيار اين اعمال مشركانه باطل مى بود ، چگونه صاحب اين همه راحت و نعمت مى شدم ؟ ! مشرك بودن آن مرد را ازين بيانش مى توان دريافت ، كه چون به آفتى دچار شد ، از عقيده خويش پشيمان گرديد ، و گفت :
« يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً » .
ازين عبارت چنان برمى آيد كه رفيق ناتوان او كه به يگانگى خداوند ( ج ) ايمان كامل داشت ، اظهار كرده باشد كه شرك باطل است ، و به رفيق خود نصيحت مى كرد كه از شرك برگردد ؛ مگر « 1 » آدم دولتمند در جواب گفت كه « من نسبت به تو بيشتر داراى مال و مكنت هستم ؛ چگونه يقين توانم كرد كه من به باطل
هامش
( 1 ) . ليكن