تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
تحقيق افتادن ، و يا هر قدرى كه خداى تعالى ترديد « 1 » كرده است ، در زيادت آن مجادله كردن و ترديد نمودن بيهوده است . ابن عباس ( رض ) فرمود كه : « من از جملهء آن مردمان قليل هستم كه از سياق قرآن معلوم كردند كه اصحاب كهف هفت نفر بودند ؛ زيرا ، حق تعالى دو قول اوّلى را
« رَجْماً بِالْغَيْبِ »
فرمود ، و با قول سوم رجما بالغيب نفرمود . علاوه بر آن « 2 » ، اسلوب بيان هم متغيّر است ، دو جملهء اوّلى « واو عطف » نداشت ؛ چون در جملهء سوّم
« وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ »
عطف آورده شده ، لهذا اين عطف تأكيد است كه قائل اين قول به كمال بصيرت و وثوق به تفصيل واقعه آگهى دارد . و نيز ، در تأييد آن بعضى گفته اند كه اوّلا از
« قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ »
بودن يك قائل و از
« قالُوا لَبِثْنا يَوْماً
- الآية » غير ازو ، اقّلا بودن سه قائل ، باز آيهء دوّمى
« قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ
- الآية » برعلاوهء آنها « 3 » بودن سه قائل ديگر را ثابت مى سازد ؛ بدين طريق ، بايد اقلّا هفت نفر باشند ، و سگ برعلاوهء آنها بود .
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً ( 23 ) إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً
( 24 ) و مگو هيچ چيزى را كه من البتّه كننده ام آن را فردا . مگر ( اين را بگو ) كه خواهد خداى ؛ و ياد كن پروردگار خود را وقتى كه فراموش كنى ؛ و بگو : توقع است كه دلالت كند مرا پروردگار من نزديك تر ازين به راه صواب .
هامش
( 1 ) . تعيين ( ظ ) ( 2 ) . علاوه براين ، ( 3 ) . علاوه بر آنها