لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً
( 27 )
هيچكس تبديل كننده نيست حكم هاى وى را ؛ و هرگز نيابى بجز او هيچ پناهگاهى .
تفسير : اوّل راجع به قصّهء اصحاب كهف فرموده بود كه
« فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً » .
مطلب « 1 » اينست كه در مسائل عادى مباحثه و كنجكاوى زياد قطعا ضرورت ندارد . تو - اى محمد ( ص ) در انجام وظيفهء خود مشغول باش ؛ يعنى كتاب جامع و مانع و كافى و شافى را كه رب تو به تو عنايت فرموده به مردم بخوان . سخنان خداوند ( ج ) و وعده هاى او را كه اندرين كتاب مندرج است ، هيچ قوّتى نيست « 2 » كه آن را تبديل دهد ، يا معطّل كند و يا غلط ثابت نمايد « 3 » . اگر شخصى بكوشد كه اين سخنان الهى ( ج ) را تغيير دهد ، و يا در اداى حقوق اين كتاب كوتاهى ورزد ؛ بايد بداند كه براى چنين مجرم پناهگاهى نيست . درگاه رحمت او وسيع است ؛ مىتواند كه بندگان مطيع را در پناه خويش قرار دهد . ببينيد و دقّت نمائيد كه اصحاب كهف چون بر اوامر خدا استوار ماندند ، از فضل او به چه راحتى نايل گشتند ؟
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
و حبس كن نفس خود را با آنان كه ياد مى كنند پروردگار خود را به صبح و شام ؛ مى خواهند رضاى او را .
تفسير : در شوق حصول « 4 » خشنودى و ديدار او تعالى به كمال صدق و اخلاص پيوسته مشغول عبادت اند . مثلا ، ذكر مى كنند « 5 » ؛ قرآن مى خوانند ؛ در نمازها مداومت مى ورزند ؛ بين حلال و حرام تميز مى كنند « 6 » ؛ حقوق خالق و مخلوق را مى شناسند ؛ با اينكه از رهگذر امور دنيوى قرين عزّت و دولت هم نيستند . چون از جملهء صحابه در آن وقت عمّار ، صهيب ، بلال ، ابن مسعود و غيرهم - رضى اللّه عنهم - بودند ،
هامش
( 1 ) . مقصود
( 2 ) . هيچ قدرتى وجود ندارد
( 3 ) . غلط قلمداد كند .
( 4 ) . تحصيل ، به دست آوردن
( 5 ) . ذكر مى گويند ؛
( 6 ) . تميز مى دهند ؛