خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ
پنج كس اند كه ششم ايشان سگ ايشان است ؛ نشانه ناديده سنگ انداختن ( سنگانداختن نهانى ) ؛
تفسير : سامعين قصّهء « اصحاب كهف » را شنيده ؛ چنان كه عادت عوام است ، تير به تاريكى انداخته ، طائفه اى مى گويند كه آنها سه نفر ، و چهارم آنها سگشان بود ! جماعتى مى گويند كه آنها پنج نفر ، و ششم آنها سگشان است ! ليكن تمام اين سخنان چنان است كه شخصى نشانه را نديده سنگ بياندازد . ممكن است كه از اظهار سخنان مختلف ، علاوه بر جهل خودشان ، مقصود ديگرى نيز داشته باشند ؛ شايد مى خواهند رسول اللّه ( ص ) را بيازمايند كه درين باب چه مى گويد ؟ زيرا ، احتمال است يهود قبلا به قريش تعداد صحيح هفت نفر را گفته باشند كه قرآن در آينده بدان طرف اشاره كرده است .
وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً
( 22 )
و اينهم مى گويند كه : هفت كس اند ، و هشتم ايشان سگ ايشان است ! بگو : پروردگار من داناتر است به شمار ايشان ؛ نمى داند ايشان را مگر اندك كسى ؛ پس گفتگو مكن در سخن ايشان ( در امر ايشان ) مگر گفتگوى سرسرى ؛ و تحقيق مكن ( سؤال مكن ) در باب ايشان از كافران هيچ كسى را .
تفسير : در باب اين گونه سخنان غيرعادى مجادلهء زياد فايده ندارد . اگر عدد صحيحشان هم معلوم شود ، كدام مقصد مهم از آن به دست نمى آيد . درين باره ، علاوه بر آنچه خداى تعالى بيان كرده در پى