شبهه ، آن همين كلام است كه به دهن مبارك محمّد ( ص ) انداخته شد ؛ هنگامى كه اهل علم را از تصديق قرآن چاره نماند ، اكنون انكار از آن « 1 » كار جاهلان است .
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً
( 109 )
و مى افتند بر ذقن ها ( بر روى خود ) گريه كنان ؛ و مى افزايد ايشان را فروتنى .
تفسير : قرآن را شنيده بر ايشان رقّت طارى مىشود . وقتى كه سجده مى كنند ، به عجز و انكسار آنها مى افزايد . در لفظ « اذقان » ( زنخ ها ) شايد بدين طرف اشاره باشد كه در سجود مبالغهء زياد مى نمايند ؛ گويا زنخ هاى خود را نيز با زمين پيوست مى كنند ؛ و يا ، محض « 2 » از سجود على الوجه كنايه باشد ؛ و اللّه اعلم .
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
بگو : بخوانيد خداى را ، يا بخوانيد رحمان را ؛ هركدام كه بخوانيد ( خوب باشد ) ؛ پس خدايراست نام هاى نيكو ؛
تفسير : به مناسبت سجود و خشوع و غيره ، درين موقع ذكر « دعاء » ( خدا را ندا كردن ) ، و به مناسبت دعا ، در آيت آينده ذكر « صلوة » كرده شد . واقعه « 3 » اين است كه از جمله نام هاى خداوند ( ج ) ، مشركين عرب اسم « اللّه » را بيشتر استعمال مى كردند ، و با اسم « رحمان » چندان مأنوس نبودند ؛ امّا نزد يهود ، اسم « رحمان » به كثرت استعمال مى شد . در عبرانى هم تلفّظ اين نام مانند كلمهء عربى بود ، و از طرف
هامش
( 1 ) . انكار كردن آن
( 2 ) . فقط
( 3 ) . ماجرا ، مطلب