شدهء شما را يك جا جمع مى كنيم ؛ و دربارهء شقّى و سعيد و هالك و ناجى ، فيصلهء ابدى و دايمى صادر مى فرمائيم .
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ
و به راستى فروفرستاديم قرآن را ، و به راستى فروآمده است ؛
تفسير : معجزات و غيرهء موسى ( ع ) را تذكار داده ، روى سخن باز بسوى قرآن كريم منعطف شد .
يعنى ، معجزات موسوى به موقع و محل خود به ظهور رسيد ؛ ليكن از تمام معجزات باهره اى كه به محمّد عطا گرديد ، بزرگترين معجزهء علمى اين قرآن كريم است كه ما بروفق حكمت خود آن را بر علم عظيم و صداقت اعلى شامل ساخته ، نازل كرديم ؛ و با همان صدق و صفا به او رسانيديم ، كه ادنى ترين تغيّر و تبدّل هم در آن واقع نشد :
« فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
( هود ، ركوع 2 ) .
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً
( 105 )
و نفرستاديم ترا مگر مژده دهنده و ترساننده .
تفسير : قبول كنندگان را بشارت بده ، و انكاركنندگان را از عذاب الهى تهديد نما .
وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا
( 106 )
و قرآن را به تفريق فرستاديم ، تا بخوانى آن را بر مردمان به درنگ و دفعات ؛ و فروفرستاديم آن را فرستادنى .
تفسير : مقصود اصلى از فرستادن قرآن دانستن آن و عمل كردن بر آن است كه آن را تذكّر و تدبّر مى گويند ؛ ليكن نفس الفاظ و حروف آن هم از نور و بركت خالى نيست :
« كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ »
( ص ، ركوع 3 ) . از همين سبب ، آيات و سوره ها را جداجدا نهاد ، كه