وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ
و همچنين است درخت لعنت كرده شده در قرآن ؛
تفسير : يعنى ، درخت زقّوم ، كه قرار « 1 » فرمودهء قرآن ، آن را دوزخيان خواهند خورد ؛ مؤمنين باور كردند ، امّا منكرين گفتند كه آيا در آتش دوزخ چگونه درخت سبز خواهد بود ؟ ! اين امر هم آزمايش و امتحان بود . ازين دو مثال قياس كنيد كه در باب تصديق و ايمان آوردن به خوارق ، طبائع اين مردم چه كيفيّت دارد !
وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً
( 60 )
و مى ترسانيم ايشان را ، پس نمى افزايد تخويف ايشان را مگر سركشى بزرگ ؛
تفسير : دل هاى كسانى كه از خوف خدا خالى باشد ، از تخويف نمى ترسند ؛ بلكه بر شرارتشان مى افزايد . اميد كردن اينكه نشانه ها و علامات درخواستى خود را ديده ايمان بياورند و حق را قبول كنند ، بى جا مى باشد .
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً
( 61 )
و ياد كن چون گفتيم مر فرشتگان را : سجده كنيد آدم را ! پس سجده كردند ، مگر ابليس ؛ گفت : آيا سجده كنم كسى را كه آفريدى از گل ؟ !
تفسير : اين قصّه در چندين جاى آمده . در اينجا ، تنبيه كرده شده است كه حكم خداوندى را بى چون و چرا پذيرفتن كار فرشتگان ، و در آن شبهه پيدا كردن عمل شيطان است ؛ كه اين كفّار هم رفتار آن مردود را تعقيب مى كنند ، و در هر مسئله كجبحثى ها مى نمايند ! بايد دانست كه عاقبت ايشان هم مانند
هامش
( 1 ) . بنابه