وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ
و ياد كن چون گفتيم ترا كه ( هر آئينه ) پروردگار تو فراخواهد گرفت مردمان را ؛
تفسير : شايد به ذهن آن حضرت ( ص ) خطور كرده باشد كه اگر نشانات آرزو كردهء كفّار « 1 » به آنها نشان داده نشود ، موقعى مى رسد كه استهزا و طعن كنند ، و بگويند : اگر پيغمبر صادق مى بود بايد قرار « 2 » طلب ما معجزه نشان مى داد ! لهذا ، به آن حضرت ( ص ) اطمينان فرموده كه تمام مردم را علم و قدرت پروردگار تو فراگرفته ؛ و هيچكس از علم خداوندى بيرون نيست ، و نه از احاطهء قدرت او بيرون شده مىتواند « 3 » . همه در اختيار و تصرّف او مى باشند . از طعن و تشنيع آنها قطعا « 4 » انديشه منما ، و ايشان به تو هيچ گزند رسانده نمى توانند « 5 » . تو كار خود را ادامه بده ، و قضاياى آنها را بكلّى به ما بسپار ! ما مى دانيم كه اگر نشانات فرمايشى را هم ببينند ، سخنان تو را نمى پذيرند ؛ و بعد ازين امكان ندارد كه آنها از سزاى ما خلاص شده به كدام طرف گريخته توانند « 6 » ؛ و نيز مى دانيم كه كدام افراد از اين مردم لايق آن اند كه فورا تباه كرده شوند ، و ابقاى كدام مردم قرين مصلحت است ؛ لهذا ، از اين فكر و انديشه صرفنظر بكن ، همه اينها در محاصرهء ما هستند ؛ ايشان بالآخر مسلمان خواهند شد .
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ
و نگردانيديم آن نمايش را كه به تو نموديم ، مگر امتحانى مردمان را ؛
تفسير : مقصد « 7 » از نمايش ، نظارهء شب معراج است ؛ كه از بيان آن ، مردم مورد امتحان و آزمايش شدند « 8 » ؛ مؤمنان و صادقان آن را شنيدند و پذيرفتند ، و بى خردان آن را دروغ دانستند .
هامش
( 1 ) . نشانه هاى مورد درخواست كفّار
( 2 ) . براساس
( 3 ) . مىتواند بيرون بشود ، باشد .
( 4 ) . اصلا
( 5 ) . نمى توانند برسانند .
( 6 ) . به يك طرفى بتوانند بگريزند ؛
( 7 ) . مقصود ، منظور
( 8 ) . قرار گرفتند ؛