كه به امّت محمّدى ( ص ) چند نمونه نشان داده شود كه سرانجام مردمانى كه نشانات فرمايشى را مى طلبند ، اين طور مى باشد ؛ چنان كه درين آيت به طرف همين نظائر تاريخى اشارهء اجمالى فرموده كه بعد از ديدن نشانات خواهشى اگر تكذيب كرديد ( و يقينا خواهيد كرد ) ، سرانجام شما مانند اقوام سابق به وقوع خواهد پيوست ؛ ليكن حكمت الهى ( ج ) تقاضا ندارد كه شما مانند اسلاف مورد تباهى قرار داده شويد ؛ بنابرآن ، ارسال نشانات فرمايشى شما تعميل نشد « 1 » .
وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها
و داديم ثمود را اشتر ماده ، تا نشانه باشد ؛ پس ( كافر شدند به وى ) ظلم كردند بر آن ؛
تفسير : قوم ثمود از حضرت صالح ( ع ) درخواست كرده بود كه از فلان صخرهء كوه شتر ماده را بيرون آر ! خداى تعالى آن را برآورد . مگر « 2 » در عوض اينكه معجزهء خواهشى خود را مشاهده كرده ، چشم هايشان باز مى شد ، و بصيرت قلبى حاصل مى كردند ؛ برعكس ، بر ظلم و عداوت كمر بستند ؛ چنان كه آن شتر ماده را كشتند ، و در قتل حضرت صالح ( ع ) اراده ها نمودند . بالآخر « 3 » ، انجام آنها به همه معلوم است ؛ ضرورت توضيح آن نيست ؛ اين است يك نمونهء
« أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ » .
وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً
( 59 )
و نمى فرستيم نشانه ها را مگر براى ترسانيدن .
تفسير : هدايت بر ديدن نشانى ها وابسته نيست . از فرستادن نشانات « 4 » بزرگ ، مقصود اينست كه مردم قدرت قاهره را ببينند ، و از خدا ( ج ) بترسند ، و به طرف خداوند مايل شوند . در صورتى كه اين مقصود حاصل نشود ، و تباه كردن آن قوم نيز مصلحت نباشد ؛ تكميل فرمايشات « 5 » چه حاصل دارد ؟ ! امّا ، براى تخويف و انذار ، آيات و نشانه هائى كه در آن مصلحت امّت بوده باشد ، دائما فرستاده مىشود .
هامش
( 1 ) . انجام نشد . به اجرا درنيايد .
( 2 ) . امّا ، ليكن
( 3 ) . بالاخره ،
( 4 ) . نشانه ها ، آيات ، معجزات
( 5 ) . انجام و اجراى سفارش ها