تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
نى ! » ؛ پيغمبر ( ص ) فرمود : ديگر مردم هم براى مادرها ، دخترها ، خواهرها ، عمّه ها و خاله هاى خود اين فعل را نمى پسندند ! سپس آن حضرت دعا فرمود كه ( الهى ( ج ) گناه اين شخص را معاف فرما ، و دل او را پاك ، و شرمگاه او را محفوظ دار » . ابو امامه مى فرمايد كه بعد ازين دعا ، حال آن شخص اين طور شد كه به طرف هيچ زن اجنبى نظر نمى كرد . اللّهم صل على سيّدنا محمّد و بارك و سلّم عليه .
وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ
و مكشيد نفس را كه حرام ساخته است خدا ، مگر به حق ؛ تفسير : در صحيحين آمده كه خون هيچ مسلمان حلال نيست ؛ مگر به سه صورت : جان در عوض جان ؛ يا زناى محصن ؛ و يا شخصى كه دين را ترك داده ، از جماعت مسلمانان جدا شود .
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ
و هركه كشته شود به ستم ، پس داديم وارث او را قوّتى ؛ پس بايد كه زيادتى نكند در كشتن ؛ تفسير : اولياى مقتول اختيار دارند كه به حكومت عرض كرده « 1 » ، عوض خون را بگيرند ؛ ليكن در حين اخذ معاوضه نبايد از حدّ بگذرند ؛ مثلا ، به جاى قاتل غيرقاتل را مورد سزا قرار دهند ، يا همراه قاتل ، ديگر بى گناهان را شامل كنند ؛ و يا ، بينى و گوش و غيره ، اعضاى قاتل را ببرند ، و او را مثله نمايند .
إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً
( 33 ) ( هر آئينه ) وى است يارى داده شده . تفسير : يعنى خدا ( ج ) به او امداد كرد كه حق معاوضه و قصاص را به او داد ؛ و يا ، به حكّام امر
هامش
( 1 ) . عرض حال داده ، شكايت كرده ، شكايت برده ،
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 553 | محمود حسن ديوبندى