تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
اميدوار را اللّه تعالى نمى پسندد ؛ بنابرآن « 1 » ، در وقت تهيدستى ، به طريق نرم و شيرين معذرت بخواه . مثلا ، اظهار شود كه « هرگاه خدا مرا داد ، انشاء اللّه از خدمت شما دريغ نخواهد شد » ؛ و به سختى و ترش روئى جواب مدهيد ، كه مبادا خيرات گذشتهء شما ضايع شود .
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً
( 29 ) و مكن دست خود را بسته به گردن خود و مگشاى آن را ، تمام گشادن ، كه بنشينى ملامت كرده شده ، درمانده . تفسير : يعنى ، همه بگويند كه نهايت خسيس و بخيل است ؛ و يا اينكه چرا اينقدر خيرات نمود كه خودش تهيدست و محتاج گشت . غرض « 2 » ، بايد در هر معامله اقتصاد و اعتدال را مرعى داشت ؛ نبايد دست را آن قدر بند كند كه به گردن بچسپد ؛ و نه آن قدر گشاده دستى نمايد كه در نتيجه خودش تهيدست و گدا گردد . ابن كثير مى نويسد : « فتعطى فوق طاقتك و تخرج اكثر من دخلك » ؛ يعنى ، فوق تر « 3 » از طاقت و يا بيش از عايدات خرج كردن هم ، تحت
« وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ »
مى آيد . در حديث است : « ما عال من اقتصد » ( كسى كه ميانه روى كرد ، محتاج و تنگدست نشد ) .
إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ
( هر آئينه ) پروردگار تو مى گشايد روزى ، براى هركه خواهد ؛ و تنگ مىكند ؛ تفسير : اگر دست خود را بازداريد ، شما غنى ، و شخص ديگر فقير نمى شود ؛ و نه از سخاوت شما او غنى ، و شما فقير مى گرديد . فقير و غنى ساختن بندگان ، و روزى ايشان را كم وبيش كردن ، محض « 4 » به تصرّف اختيار خداست . قطعا ، جاى پريشانى و تشويش نيست كه بگوئيد « متأسّفانه امروز پول ندارم ، و اين فقيرى كه اميد كرده پيش من آمده بود ، چه خواهد گفت ؟ ! » . وضعيّت هاى مختلف تنگدستى و توانگرى در
هامش
( 1 ) . بنابراين ، ( 2 ) . حاصل مطلب اينكه ( 3 ) . بيشتر ، بالاتر ( 4 ) . فقط