فرمود كه در حق ستانى او كوتاهى نكنند ؛ بلكه بر هركس لازم است كه در گرفتن قصاص امداد نمايد ؛ نه اينكه برعكس به حمايت قاتل پردازد . و نيز ، وارث را بايد كه در عوض يك نفر دو نفر را نكشد ؛ و اگر قاتل به دست نيامد ، پسر و برادر قاتل را به قتل نرساند ؛ چنان كه اين كار در روزگار جاهليّت رواج داشت .
وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ
و نزديك مشويد به مال يتيم ، مگر به طريقى كه او نيك است ؛ تا آنكه برسد به نهايت قوّت خود ؛
تفسير : يعنى ، به مال يتيم دست مزنيد ؛ آرى ، اگر حفاظت و نگهدارى و خيرخواهى او مقصود باشد ، البتّه مضايقه نيست ؛ ولى وقتى كه جوان و بالغ شود ، و به نفع و نقص خود بداند « 1 » ؛ مالش را به او بسپاريد .
وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا
( 34 )
و وفا كنيد به عهد ؛ هر آئينه عهد هست سؤال كرده شده .
تفسير : تمام عهدها در اين امر داخل است ؛ خواه با خداوند كرده شود ، و يا با بندگان خدا ( ج ) ؛ به شرطى كه « 2 » غيرمشروع نباشد .
حضرت شاه ( رح ) مى نويسد كه چون به كسى قول و قرارداد صلح داده شود ، و سپس بدعهدى به عمل آيد ؛ و بال آن حتما واقع شدنى است .
وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ
و تمام كنيد پيمانه را چون بپيمائيد ؛ و وزن كنيد به ترازوى راست .
هامش
( 1 ) . آشنا شود ؛ واقف گردد ؛
( 2 ) . به شرط آنكه ، مشروط به آنكه