تفسير : يعنى دندى مزنيد . اگر در پيمانه و ميزان نقص به عمل آورده شود ، نظام معاملات مختل مى گردد . قصّهء هلاكت قوم شعيب ، پيش تر در چندين جا بيان شده است ؛ اين كار از گناهان بزرگ و نمايان آنها بود . در روايت وارد است كه اگر شخصى به حرام قدرت يافت ، و محض « 1 » از خوف خدا ( ج ) از اجراى آن خوددارى كند ؛ خداى تعالى پيش از آخرت در همين دنيا به او نعم البدل عطا خواهد فرمود .
ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
( 35 )
اين بهتر و نيكوتر است از جهت عاقبت ؛
تفسير : فريب و دغابازى « 2 » ، اگر در ابتدا چندى چلش كند ؛ ولى زمانى كه مردم بر آن آگاه شدند ، دوباره با وى معامله نمى كنند ؛ و شخصى كه حق مردم را پوره « 3 » دهد ، همه كسان او را خوش دارند ؛ و اللّه تعالى تجارت او را رونق و رواج مىدهد .
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا
( 36 )
و مرو پى چيزى كه نيست تو را دانش آن ؛ هر آئينه گوش و چشم و دل هر يكى ازينها باشد از نفس خود پرسيده شده .
تفسير : بى تحقيق و سنجش سخن مگو ، و آن را پيروى مكن ؛ انسان را لازم است كه گوش و چشم و دل و دماغ را به كار انداخته ، خوب غور كند ؛ وآنگهى « 4 » سخن گويد ، و يا به عمل پردازد . بر آنچه شنيده است بدون غور و فكر حكم قطعى ندهد ، و نه آغاز به عمل نمايد . شهادت دروغ دادن ، به مردمان تهمت كردن « 5 » ، و به واسطهء شنيدن چيزهاى بى حقيقت در پى آزار كسى برآمدن ، و يا بغض و عداوت گرفتن ، و در تقليد آباء و اجداد ، و يا در پابندى رسم و رواج « 6 » ، به خلاف شرع قيام كردن ، از سخنان ناحق حمايت نمودن ،
هامش
( 1 ) . فقط
( 2 ) . نيرنگبازى ، حيله گرى
( 3 ) . كامل ، تمام و كمال
( 4 ) . وانگهى
( 5 ) . تهمت زدن ، اتّهام وارد كردن ،
( 6 ) . پايبندى به آداب و رسوم ،