بگيريد ؛ و مالى را كه خدا ( ج ) به شما عطا كرده ، بيهوده و بى موقع ضايع مكنيد . « اسراف » اين است كه مال در راه هاى معاصى و بيهوده خرج شود ، يا در كارهاى مباح ، بدون غور و فكر ، آن قدر مصرف شود كه بالآخر « 1 » حقوق فوت گردد ، و باعث ارتكاب حرام شود .
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً
( 27 )
هر آئينه اسرافكنندگان هستند برادران شياطين ؛ و هست شيطان به پروردگار خود ناسپاس .
تفسير : مال ، نعمت بزرگ خداست ؛ و به واسطهء اين نعمت در عبادت خاطرجمعى حاصل ، و براى انسان موقع « 2 » به دست مى آيد كه در راه اسلام و كارهاى پسنديده ، خدمات زياد انجام دهد . پس آن را بى جا صرفكردن ناسپاسى است ؛ و اين ناسپاسى به تحريك و اغواى شيطان به وقوع مى آيد . كسى كه مرتكب چنين ناشكرى شود ، گويا همرنگ شيطان است ؛ همان طورى كه شيطان قوّت هاى خداداد را در عصيان و گمراهى خرج نمود ، همانگونه اين انسان هم نعمت موهوبهء حق تعالى را در نافرمانى برباد داد .
وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً
( 28 )
و اگر روبگردانى ازين جماعه ، به انتظار مهربانى ( رزقى ) از پروردگار خود كه اميدوار آن باشى ؛ پس بگو ايشان را سخنى ملايم .
تفسير : كسى كه هميشه به جود و سخاوت عادت دارد ؛ اگر وقتى چيزى ندارد ، چون محروم رفتن
هامش
( 1 ) . بالاخره
( 2 ) . فرصت ، موقعيّت