ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
( 110 )
( عقوبت كرده شدند ايشان ) مصيبت كشيدند ؛ باز ، جهاد كردند و صبر نمودند ؛ هر آئينه پروردگار تو بعد ازين آمرزگار ، مهربان است .
تفسير : بعض مردمان اهل مكّه در اثر ظلم و فتنهء كفّار لغزيدند ، و يا محض « 1 » لسانا لفظ كفر را گفتند ؛ مگر « 2 » بعد از آنكه هجرت كردند ، در راه خدا ( ج ) جهاد نموده ، و خلوصيّت « 3 » و پابندى « 4 » خود را به دين اسلام دوام دادند « 5 » ؛ و آن قدر در اجراى وظائف اسلاميّه خدمت نمودند كه تقصيرشان بخشيده « 6 » ، و دربارهء آنها لطف و كرم خدا ( ج ) مبذول شد .
شخص بزرگى از اصحاب كرام ، عمّار نام ، كه پدرش ياسر و مادرش سميّه نام داشت ، و هردو نفر اخير الذكر از ظلم و تعدّى كفّار مردند ، امّا لفظ كفر را به زبان نياوردند ؛ اين اولين خون مسلمانان بود كه در راه خدا ( ج ) ريخت ؛ پسر آنها عمّار ، از خوف جان لفظ كفر را به زبان گفت ؛ سپس گريان و فريادكنان به خدمت آن حضرت ( ص ) آمد . درين موقع ، اين آيهء مباركه نازل شد .
* يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها
آن روزى كه بيايد هر شخصى ، جدال كند از طرف ذات خود ؛
تفسير : يعنى ، هيچكس از طرف شخص ديگر مجال حرف زدن را نخواهد داشت . مادر ، پدر ، برادر ، خواهر ، زن ، اولاد ، احباب و اقارب ، هركدام به حال خود گرفتار بوده ، به ديگرى كمك نمى توانند ؛ و هركس به اين فكر است كه چگونه از عذاب نجات يابد ؛ انواع و اقسام عذرهاى دروغ و راست را براى برائت خود مى تراشد ، و جواب و سؤال براى رستگارى خود مىكند .
هامش
( 1 ) . فقط
( 2 ) . ليكن
( 3 ) . خلوص ، اخلاص
( 4 ) . پايبندى
( 5 ) . ادامه دادند ، دوام بخشيدند ؛
( 6 ) . بخشوده ،