الْكافِرُونَ
( 83 )
كافرانند ( ناشكران ) .
تفسير : بى شك ، بعضى بندگان شكرگزار هم هستند :
« وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »
( السبأ ، ركوع 2 ) . ليكن حال اكثر آنها اين است كه انعامات اللّه تعالى را مى بينند ، و احسانات او را مى فهمند ؛ مگر در موقع شكرگزارى و اظهار اطاعت همه چيزها را فراموش مى كنند ؛ گويا ، قلبا مى فهمند ؛ ولى عملا انكار مى كنند .
وَ يَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ
( 84 )
و آن روز كه برانگيزيم از هر گروهى گواهى ؛ باز ( دستورى ) داده نشود حكم كافران را ؛ و نه توبهء ايشان قبول مىشود .
تفسير : از اينجا انجام « 1 » كفر و ناشكرى را خاطرنشان مىكند ؛ يعنى ، ياد داشته باشيد كه روزى آمدنى است كه جميع امّت هاى گذشته و آينده در آخرين عدالت احكم الحاكمين ايستاده مى شوند ، و پيغمبر هر امّت به طور گواه « 2 » آورده مىشود ، تا در باب نيك و بد و مطيع و عاصى امّت خود شهادت بدهد ، كه با پيغام حق و پيغمبر چه طور معامله كرده اند ؟ ! آن وقت ، به منكرين اجازه داده نمى شود كه لب خود را به سخنى بگشايند ! و يا ، در آن وقت توبه كرده از سزا خلاصى يابند ؛ و به هيچ دليل نمى توانند سخن بگويند ، زيرا به آنها كاملا منكشف خواهد شد كه مجرم هستند ؛ و هيچ قسم « 3 » عذرى از آنها پذيرفته نمى شود همچنين ، خواهند دانست كه اين « دار جزاء » است ؛ « دار عمل » نيست كه حالا توبه كرده معافى « 4 » خواهند .
وَ إِذا رَأَى الَّذِينَ ظَلَمُوا الْعَذابَ فَلا يُخَفَّفُ
و چون ببينند ستمگاران عذاب را ، اضطراب كنند ؛ پس تخفيف كرده نشود
هامش
( 1 ) . فرجام ، عاقبت
( 2 ) . به عنوان گواه
( 3 ) . هيچ نوع ، هيچگونه
( 4 ) . عفو و گذشت ، معافيت