سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
( 75 )
پنهان و آشكارا ؛ آيا برابر مى شوند ؟ ! همه ستايش خدايراست ؛ بلكه اكثر ايشان نمى دانند .
تفسير : يكى ، شخصى است كه آزاد نبوده ، غلام و مملوك كسى ديگر است ؛ و هيچ نوع قدرت و اختيار ندارد ؛ و در هر كار و تصرّفى به اجازهء مالك احتياج دارد ، و بدون اجازه تصرّفات او معتبر شمرده نمى شود ؛ ديگر ، شخصى آزاد و بااختيار است كه خداى قادر به فضل خود او را تمكّن و روزى زياد عطا فرموده كه شب و روز ، پوشيده و آشكارا ، از آن بى دريغ خرج مى نمايد ؛ و هيچكس نمى تواند دست او را بگيرد « 1 » ؛ آيا اين دو نفر مساوى است ؟ !
همين طور بدانيد كه حق تعالى مالك حقيقى هرچيز است ؛ همه خوبى ها و قوّت ها در تصرّف اوست ؛ به هركه بخواهد عطا كند ؛ هيچ كسى نمى تواند مانع او شود ؛ بر هر ذرّه اختيار كلّى و تصرّف كامل دارد ؛ چه قدر ظلم است كه يك بت سنگى كه هيچچيزى را مالك نيست ، با وى برابر شود ؛ بلكه خود او مال ديگرى است ؟ ! در صورتى كه مالك و مملوك مجازى باهم برابر شده نمى توانند « 2 » ؛ پس مملوك محض چه طور مىتواند شريك و برابر با مالك حقيقى باشد ؟ !
ازين مثال ، بايد بدانيد كه شخصى كه خداى واحد را پرستش مىكند ، و خدا ( ج ) به او نعمت علم و ايمان عطا فرموده ، و او واسطه شده كه آن نعمت هاى روحانى را شب و روز بين مردم تقسيم كند ؛ و شخص ديگرى كه مشرك پليد و مملوك بت و غلام اهوا و اوهام بوده ، دست او از اعمال مقبوله خالى است ؛ آيا اين شخص مشرك را مى توان برابر آن مؤمن موحّد قرار داد ؟ ! كلّا و حاشا !
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ
و بيان كرد خدا مثال ديگر ، دو مرد را كه يكى از ايشان گنگ است .
هامش
( 1 ) . مانع كارهاى او بشود ؛
( 2 ) . نمى توانند باهم برابر بشوند ، باشند ؛