بى تكليف مى نوشيدند . بعد از هجرت حرام گشت ، سپس هيچ مسلمان آن را ننوشيد . باز هم درين آيت مكّى
« وَ رِزْقاً حَسَناً »
را بعد از
« سَكَراً »
آورده ، تنبيه فرمود كه بر آن چيزى كه آينده حرام قرار داده مىشود ، اطلاق « رزق حسن » مناسب نيست .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
( 67 )
هر آئينه در اين نشانه است گروهى را كه درمى يابند .
تفسير : درينجا كلمهء
« يَعْقِلُونَ »
كه از عقل مشتق است ، با تذكّر
« سَكَراً »
مناسبت خاص دارد ، زيرا كه نشئه عقل را زايل مىكند . بنابرآن ، اشاره فرمود كه دانستن آيات كار دانشمندان است نه از مى نوشان .
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
( 68 )
و الهام فرستاد پروردگار تو بسوى زنبور شهد كه بساز از كوه ها خانه ، و از درختان ، و از آنچه مردمان بنا مى كنند .
تفسير : يعنى ، به غرض بالا كردن شاخهء تاك كه چيله ها را بسته مى كنند « 1 » ، و يا عماراتى كه مردم تيار مى كنند « 2 » ، از حكم دادن به مگس شهد مطلب « 3 » اين است كه فطرتش را چنين ساخت كه با آنكه حيوانى است ادنى ، مگر « 4 » به كمال كاريگرى « 5 » و صنعت باريك « 6 » خانهء عسل « 7 » را در كوهها ، درختان ، خانه ها تيار مىكند « 8 » . تمام مگس ها « 9 » زيردست يك مگس كلان بوده ، به فرمانبردارى كامل كار مى كنند . سردار آنها « يعسوب » گفته مىشود كه با آن جماعهء « 10 » مگس ها مى رود ؛ هنگامى كه در يك جايى خانه مى سازد ،
هامش
( 1 ) . داربست ها را مى بندند ،
( 2 ) . مهيّا مى سازند ، تدارك مى كنند ،
( 3 ) . مقصود
( 4 ) . ليكن
( 5 ) . باكمال مهارت
( 6 ) . ظريف
( 7 ) . كندوى عسل
( 8 ) . مهيّا مى سازد ، تدارك مىكند .
( 9 ) . زنبوران
( 10 ) . جماعت