تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
سخريّه مى كردند ، به چشم ديدند ؛ و استهزا بر خودشان بازگشت . راه گريز و نجات نماند ؛ جزاى شرارت خود را ديدند ؛ هرچه كشتند ، درويدند ؛ خدا ( ج ) با آنها دشمنى نداشت ؛ در حضرت او تعدّى و ظلم راه ندارد ؛ به پاى خود تيشه زدند ؛ ديگران را چه زيان رسانيدند .
وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ
و گفتند آنان كه شرك آوردند : اگر خواستى خدا ، نمى پرستيديم بجز وى هيچ چيزى را ؛ ( نه ) ما و نه پدران ما ؛ و حرام نمى دانستيم به غير فرمان وى هيچ چيزى را ؛ تفسير : پس از اينجا ، ترديد « 1 » دلايل باطل لا طايلى كه مشركان براى استحسان و جواز شرك و اعمال مشركانهء خويش پيش مى كردند « 2 » آغاز مىشود . خلاصه « 3 » ، اگر غير اللّه را عبادت نمودن و بعضى حيوانات را مانند بحيره و سائبه و غيره حرام گردانيدن ، به دو امر بى سند مى بود ؛ و خدا ( ج ) آن را نمى پسنديد ؛ ما را چه سان به تعميل « 4 » آن مى گذاشت ؟ ! اگر بر خلاف مرضاى وى « 5 » كارى مى كرديم ، از آن ما را بازمى داشت ، و اگر باز نمى آمديم سزا مى داد ؛ در صورتى كه چنين نشد ، دليل بر آن است كه كارهاى ما در بارگاه الهى ( ج ) ناپسنديده نيست ! در پارهء هشتم ، در ربع دوم ، در آيت
« سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ »
جواب اين شبههء مشركان را به تفصيل داده ايم ؛ ملاحظه شود .
هامش
( 1 ) . تكذيب ، ردّ ، تخطئه ( 2 ) . مطرح مى كردند ( 3 ) . خلاصه آنكه ( 4 ) . اجراى ( 5 ) . مرضات وى ، رضاى وى
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 450 | محمود حسن ديوبندى