تفسير : ماده شتر كه از سنگ برآورده شد « 1 » ؛ و علاوه بر آن ، معجزات ديگر .
وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ
( 82 )
و بودند كه مى تراشيدند از كوه ها خانه ها ، ايمن شده .
تفسير : به حيات دنيا مغرور شدند ؛ براى اظهار نخوت و تكبّر كوه ها را تراشيدند ، و قصور عالى بنياد نهادند ؛ گويا ، خيال مى كردند كه هرگز از اينجا برنمى آيند « 2 » ؛ و نيز پنداشته بودند به چنين عمارات قوى و استوار آفتى نمى رسد .
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ ( 83 ) فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
( 84 )
پس گرفت ايشان را آواز سخت در وقت صبح .
پس دفع نكرد از ايشان آنچه كسب مى كردند .
تفسير : يعنى ، مال و دولت ، عمارات مستحكم ، قوّت جسمانى ، و هيچيك از ساير سامان و وسايلشان عذاب خدا ( ج ) را دفع كرده نتوانست « 3 » . داستان آنها نيز پيش تر گذشته است .
در حديث است : چون نبى كريم ( صلعم ) به غزوهء تبوك مى رفتند ، از وادى حجر مى گذشت . سر خود را پنهان كرده ، مركوب را تيزتر راند ؛ و به صحابه ( رض ) فرمود : به قريه هاى قوم معذّب مدرآئيد مگر ( از خوف خدا - ج ) گريه كنان ؛ اگر گريسته نتوانيد ، در هيئت گريه كنندگان شويد ؛ تا آنچه به آنها رسيده ، خدا ( ج ) به شما مرساناد ! حقيقتا ، آن حضرت ( ص ) مسلمانان را ادب آموخت ، تا مردم به اين مقامات برسند ؛ و عبرت حاصل كنند ؛ و از خوف خدا ( ج ) لرزان و ترسان باشند ؛ و آن را محض سير و تماشا نپندارند .
هامش
( 1 ) . بيرون آورده شد ؛
( 2 ) . بيرون نمى شوند ؛
( 3 ) . نتوانست دفع بكند .