فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ( 39 ) إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
( 40 )
در زمين ؛ و البتّه گمراه كنم ايشان را همه يك جا .
مگر بندگان خالص كردهء تو از ايشان .
تفسير : زينت فريبندهء دنيا را به آنها بازنمايم ، و در دام خواهشات نفس گرفتارشان كنم ؛ جز بندگان خاص و برگزيدهء تو ديگران را از راه حق بازگردانم ! ابليس لعين اين كلمات را از فرط انتقام به زبان آورد ؛ مطلبش « 1 » اين بود كه چون « 2 » به تو هيچ گزندى رسانده نمى توانم « 3 » ، امّا از اخلاف كسى كه به سبب وى از بارگاه قرب رانده شدم ، تا توانم انتقام كشم ! در سورهء اعراف در اين باره چيزى نگاشته ايم ؛ مطالعه شود .
قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ
( 41 )
گفت خدا : اين ( اخلاص در ايمان ) راهى است بر من راست .
تفسير : بى شك ، طريق اخلاص و بندگى مستقيم به من مى رسد ؛ و اين است راه روشن و مستقيم من كه در آن هيچ كجى نيست . هركه از بندگان من به راه عبوديّت و اخلاص رهسپار شود ، از تسلط شيطان لعين مأمون مى ماند ؛ هركه پيرو شيطان ملعون شود ، با وى در دوزخ رود .
بعض مفسّرين
« هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ »
را بر تهديد حمل كرده ؛ يعنى ، اى ملعون ، تو كه مردم را از صراط مستقيم گمراه مى كنى ؛ كجا خواهى گريخت ؟ كدام راه است كه بسوى ما نرسد ؟ ! پس ، از سزاى ما گريخته كجا توانى رفت ؟ ! اين سخن ، درين موقع ، چنانست كه مى گويند افعل ما شئت فطريقك على ! « 4 » در قرآن در موضع ديگر است :
« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ »
« 5 » و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . مقصودش
( 2 ) . حال كه ، اكنون كه
( 3 ) . نمى توانم برسانم ،
( 4 ) . « بالاخره ، روزى گذار پوست به دبّاغخانه خواهد افتاد ! » .
( 5 ) . سورهء قيامت ، آيهء 14 .