تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ
( 29 ) پس چون راست كنمش و بدمم در وى از روح خود ؛ پس بيفتيد پيش او سجده كنان ! تفسير : هنگامى كه پيكر آدم را درست كنم ، و چنان قابليّت به وى بخشم كه تواند فائز روح انسانى شود ؛ سپس در آن روح افكنم ، كه از آن جماد انسان گردد ؛ آنگاه ، به شما حكم مىشود كه همه به سجده بيفتيد ! تنبيه : روح انسان را كه خدا ( ج ) بسوى خود اضافت نموده ، از آن جهت است كه تشريف و تكريم و امتياز روح انسانى هويدا گردد ؛ يعنى ، آن روح خاص كه در آن نمونهء علم و تدبير و ساير صفات من است ، از اصل فطرت به ذكر من مى پردازد ، و از لطافت خصوصى نسبتا با من علاقهء قريب دارد . امام غزالى - رحمة اللّه عليه - بعنوان ديگر توضيح كرده ، و مى گويد : اگر آفتاب نيروى گويائى پيدا كند ، گويد : من فيض نور خود را به زمين رساندم ! آيا كلمهء « نور خود » غلط مى باشد ؟ ! چون اين سخن درست است . درحالى كه نه آفتاب در زمين حلول مىكند ، و نه نور آن از وى جدا مىشود ؛ بلكه با وصف هزاران ميل دورى از زمين نيز روشنى در تصرّف خود اوست ، و زمين هيچ اختيارى ندارد ، مگر « 1 » به قدر استعداد از آن منتفع گردد ؛ پس اگر خدايى كه وراء الورى است ، چنين فرمايد كه « من در آدم روح خود را دميدم » چه سان دليل حلول و اتّحاد مىشود ؟ ! پس به مناسبت روح ، در آينده تحت آيت
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ، قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
( بنى اسرائيل ، ركوع 10 ) مفصّل بحث خواهيم كرد ؛ انشاء اللّه تعالى .
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
( 30 ) پس سجده كردند فرشتگان ، تمام ايشان ، يك جا .
هامش
( 1 ) . جز آنكه ، مگر آنكه
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 403 | محمود حسن ديوبندى