گرم يعنى حدّت و خفّت در خلقت جن باقيست .
راغب اصفهانى در ضمن يك مضمون طولانى تنبيه مى نمايد ، از
« حَمَإٍ مَسْنُونٍ »
و از
« طِينٍ لازِبٍ »
« 1 » و ساير كلمات ، معلوم مىشود كه خاك و آب را به هم آميخت ، و به هوا خشك گردانيد ؛ و كلمهء « فخار » دلالت مىكند بر پخته شدن آن تا يك اندازه بر آتش ؛ اين است جزء نارى كه منشأ شيطنت آدمى است . به اين مناسبت « 2 » ، جاى ديگر فرمايد :
« خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ . وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ »
( الرحمن ، ركوع 1 ) . تفصيلات راغب طويل و دلچسب است ؛ دريغا خلاصهء آن را نيز درين جا درج نتوانستيم .
وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ
( 27 )
و جان ( كه پدر پريان است ) آفريديم او را پيش از آفريدن انسان ، از آتش سوزان .
تفسير : يعنى آتش ملايم با هوا درآميخته ؛ كما قال :
« وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ »
( الرحمن ، ركوع 1 ) يا چنين گفته شود : هواى تيز كه مانند آتش سوزنده است ، و آن را تفباد خوانند . به هرحال ، پدر انسان از آن چنان مادّه آفريده شده كه عنصر خاكى در آن غالب بود ، و پدر جن از آن مادّه كه عنصر آتشى در آن غلبه داشت ؛ و ابليس نيز ازين نوع بود .
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
( 28 )
و چون گفت پروردگار تو فرشتگان را : ( هر آئينه ) من آفريننده ام آدمى را از ( گل خشك ) آوازدهنده از لاى سياه بوى گرفته !
هامش
( 1 ) . سورهء صافّات ، آيهء 11 .
( 2 ) . به همين مناسبت ،