تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
از اهل تشيّع ، بعضى نگاشته اند : پدر ابراهيم ( ع ) كه در قرآن كافر خوانده شده ، پدر حقيقى او نبوده ؛ كاكا يا ديگرى از بزرگان خانواده اش بود ؛ و اللّه اعلم .
وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ
و مپندار خدا را بى خبر از آنچه مى كنند ظالمان . تفسير : در ركوع گذشته چندين نعمت عظمى ذكر و خداوند ( ج ) فرموده بود :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ »
( آدمى بس ستمكار و ناسپاس است ) ؛ پس از آن ، قصّهء حضرت ابراهيم ( ع ) بيان ، و به كفار مكّه بعضى نعمت هاى خاص تذكار شد ، و سوى ظلم و شرك آنها اشاره گرديد ؛ در اين ركوع ، تنبيه مىشود بر اينكه اگر در كيفر كردار ستمگران تأخيرى واقع شود ، مپنداريد كه خدا ( ج ) از اعمال آنها غافل است ! بايد دانست هيچ كار بزرگ و كوچك آنها در جناب كبريائى مخفى نيست . البتّه عادت خداوند بر اين نرفته كه گنهگاران را به زودى گرفتار كند و تباه نمايد . حضرت وى بدترين ظالمان را نيز مهلت مىدهد تا از گناهان خويش بازآيند ، يا در ارتكاب آن به سرحدّى رسند كه به حيث عدالت الهى ( ج ) در مستحق - شدن آنها به سزا هيچ خفا باقى نماند . تنبيه : خطاب « لا تحسبن » به هر آن كسى است كه چنين خيال كرده مىتواند « 1 » ؛ و اگر خطاب به حضرت پيغمبر ( ص ) است ، پس مقصود خطاب به وى شنوانيدن به ديگران است ؛ زيرا ، هنگامى كه به حضرت پيغمبر فرمايد كه « چنين مپندار » درحالى كه چنين خيالى ابدا به پيرامون خاطر فرخندهء وى گذشته نمى تواند « 2 » ، ديگران را تا كدام اندازه « 3 » واجب است كه از آن احتراز نمايند .
إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ
( 42 ) جز اين نيست كه مهلت مىدهد ايشان را براى روزى كه خيره شود در آن چشم ها . تفسير : از هول و دهشت روز رستاخيز چشمانشان بازمانده ، مژه برهم نهاده نمى توانند « 4 » .
هامش
( 1 ) . مىتواند چنين خيال بكند ؛ ( 2 ) . نمى تواند بگذارد ، ( 3 ) . تا چه اندازه ( 4 ) . نمى توانند مژه برهم نهند ، برهم زنند .