الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ
( 37 )
نماز را ؛ پس بگردان دلى چند را از بعض مردمان كه رغبت كنند بسوى ايشان ؛ و روزى ده ايشان را از ميوه ها ؛ تا شايد ايشان شكر كنند .
تفسير : يعنى ، حضرت اسماعيل را - عليه الصلوات و السلام ؛ زيرا ، اولاد حضرت اسحاق و ديگران ساكن شام بودند . ابراهيم - عليه السلام - حضرت اسماعيل را به حكم خداوند در شيرخوارگى با مادرش هاجره در اين صحراى خشك ترك كرده ، خودش رفته بود . سپس تنى چند از قبيلهء جرهم در آنجا آمدند ؛ زيرا ، خداوند ( ج ) نظر به تشنگى اسماعيل و بى قرارى هاجره ، فرشتگان را مأمور گردانيد تا آنجا چشمهء زمزم را روان سازند . خانه بدوشان جرهم چون آب را ديدند ، فرودآمدند ؛ و به اجازت هاجره به آبادى آغاز كردند . چون اسماعيل ( ع ) بزرگ شد ، با يكى از دختران آن قبيله ازدواج نمود . به اين ترتيب ، جائى كه اكنون مكّهء مباركه واقع است ، شهرى به وجود آمد .
حضرت ابراهيم ( ع ) گاه گاه از شام در آنجا مى آمد ، و دربارهء شهر و شهرنشينان دعا كرده ، مى گفت : پروردگارا ، من به فرمان تو يكى از فرزندان خود را در اين وادى غيرمزروع و نامسكون نزد خانهء محترم و بزرگ تو آورده نهادم ، تا وى و نسل وى حق تو و خانهء تو را ادا كنند ؛ تو به فضل خويش دل هاى بعضى را به اين سو متوجّه گردان ، تا ترا عبادت كنند ، و به رونق شهر بيافزايند ؛ خداوندا ، براى روزى و جمعيّت خاطر آنها وسايلى از غيب كرامت كن كه « علاوه بر ضروريات حيات ، يعنى غلّه و آب ميوه هاى گوارا و شيرين وفرت « 1 » پيدا شود ؛ تا اينها با اطمينان قلب ترا بپرستند و سپاس گزارند .
خداى متعال ، كافّهء خواهشات ابراهيم ( ع ) را اجابت فرمود ، تا امروز ، صدها هزار كس از اطراف جهان فوجفوج در آنجا مى روند ؛ ميوه هاى خوشگوار چندان در مكّه فراوان است كه شايد در هيچيك از نقاط دنيا موجود نباشد ؛ درحالى كه در خود مكّه يك درخت ميوه دار نيز پديدار نيست . از بعض اسلاف منقول است كه ابراهيم ( ع ) در دعاى خويش « افئدة من النّاس »
هامش
( 1 ) . به وفور